گفت : چه فرقی میکند مسلمان، چهار کلمه به اصطلاح صیغه محرمیت می خواند و با مقداری پول ،جسم زن را جهت نیاز مرد اجاره میکند برای مدت کوتاهی و بعدش هم به سلامت ،آن کسی هم که فحشا میکند هم به شرط مقداری پول جسم طرف را جهت نیازش اجاره میکند، برای مدت کوتاهی و بعدش هم به سلامت،فقط آن چهارتا کلمه را بر زبان نمیراند....

گفتم:البته قیاس بدی کردی این دو کار از دو جنس متفاوتند و دو راه کاملا مخالف، نتیجه شان رسیدن به دو مقصد متفاوت است ....اما.....

 


برچسب‌ها: ازدواج , موقت , صیغه , سکس , فحشا

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 17:53 | نویسنده : احمد طالبیان |

من می خواهم از دیدگاه یک بدهکار به انقلاب اسلامی ایران نگاه کنم! تعجب کردید؟ شاید بعضی هاتان در دلتان هم فحشی نثارم کردید که ای بابا ما میگیم قیمتا بالاست، بنزین گران شده، این چه وضع بانکداری است، پارتی بازی بیداد می کند آن وقت تو.... ببخشید اول حرف من را بشنوید....

 


برچسب‌ها: طلبکار , انقلاب , پارتی بازی , ذشمن

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 0:30 | نویسنده : احمد طالبیان |

امشب در حلقه صالحین شهید محمودی( یکی از حلقه های نوجوان صالحین مسجد )بحث خوبی بین بچه ها در گرفت ، موضوع این بود که چرا بچه های این دوره و زمانه خیلی طاقت تحمل همدیگه رو ندارند؟ چرا درادبیات خودشان دقت نمی کنند و بیشترین حدی که میتوانند با هم به گفتمان بپردازند بیست جمله هم نیست ،بعدش دیگر درگیری لفظی و دعواست؟چرا این نسل در اشتراک گذاشتن افکار و عواطف خود ناتوان است؟چرا آستانه صبر این نسل بسیار پایین است؟ عیب از چیست؟؟

نظرات گوناگونی گفته شد اما از بین نظرات و جمع انها یک معضل خودنمایی میکرد ،آن اینکه:

 متاسفانه با کاهش جمعیت خانواده ها ،یکی از اسیبها به فرزندان همین فرد گرایی و ستیزه جویی و دوری و انزوا از گروه و جمع است زیرا خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی باید توانایی اجتماعی کردن فرزندان را داشته باشد، باید به او بیاموزد تنها خود را نبیند و دیگران را نیز درنظر بگیرد ،خانواده باید استانه ی صبر فرد را بالا ببرد ،قدیمترها اینکار توسط تعدد فرزندان،به طورخودکار انجام میشد، فرزند از بدو تولد با تعامل با برادر و خواهر خود ،تمرین میکرد تا دراینده بتواند در جامعه ای بزرگتر با برادر و خواهرهایی بیشتر ،نیز چگونه تعامل و ارتباط برقرار کند...اومی اموخت چگونه عواطف خود را بروز دهد و همزیستی مسالمت امیزبا دیگران برقرار کند، او یاد میگرفت کجا و کی باید برای حقش بایستد و کجا باید چشم پوشی کند...

اما امروزه با ورود فرهنگ فردگرا و لذت جو و مادی گرای غرب و با دوری از خدا به عنوان رب و روزی دهنده ،ماشاهد این هستیم که تعداد فرزندان کاهش یافته ،لذا ضربات تربیتی بزرگ و جبران ناپذیری به فرزندان وارد میشود،.....فرزند کمتر، موجب میشود فرد در فضایی فردگرایانه و منزوی رشد پیدا کند،فضایی که به او می اموزد تمامی امکانات و ابزار و وسایل باید برای راحتی شخص او باشند و او نمیاموزد معنی اشتراک امکانات و هم زیستی اجتماعی سالم یعنی چه؟ او فقط ((من)) را می اموزد و روزها و شبهای عمرش را فقط به مشق کردن همین من می گذراند ،نباید از چنین نسلی توقع داشت بتواند حضور دیگران را در کنار خود تحمل کند و نگاهش به دیگران به جای رقیب ،رفیق باشد..متاسفانه جامعه ی ما دارد به بد سمت و سویی میرود ،امیدوارم مردم خودشان دلشان برای خودشان بسوزد و درمورد نحوه زندگی شان تاملی عمیق کنند......


برچسب‌ها: حلقه صالحین , جمعیت , فردگرایی , فرزند , شهید محمودی

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 23:44 | نویسنده : احمد طالبیان |

حوادث غمبار اخیر، که در کشورهای اسلامی اتفاق افتاده و هم اکنون هم در حال جریان است مانند جنایات گروه داعش در عراق و سوریه با شعار لااله الا الله محمد رسول الله و نیز اقدامات گروهای تکفیری و سلفی دیگر در سایر کشورها ،بعضی ها را به فکر فرو برده تا یک راه حل جامع و قاطع برای اینطور موضوعات پیدا کنند ،انها دوری جستن از تعصبات دینی را یک راه حل ریشه ای و اساسی برای این معضلات میدانند و برخی پا را فراتر گذاشته، کنار گذاشتن دین و دیانت به ویژه اسلام را بهترین راه حل موجود دانسته اند و این حرکات را نهفته در ذات دین و اسلام مید انند و برای اثبات ادعای خود کشورهای غربی را مثال می زنند که ببینید اینها دین را کنار گذاشته اند و از گزند این افراطی گری ها مصون اند!! امروز تمام جنگها و کشتارها و اعمال تند مذهبی و دینی در جهان اسلام است ،شما یک کشور اسلامی نام ببرید که از اسلام و دین و دیانت ضربه نخورده باشد و گرفتار آتش تعبات مذهبی نشده باشد.....!!

 


برچسب‌ها: داعش , بی دینی , قتل , عراق , سوریه

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 | 22:32 | نویسنده : احمد طالبیان |

در هفته ای که گذشت بابک زمین در مطلبی تحت عنوان ((چرا طلاق در سالهای اخیر در کشور افزایش یافته است))و با تیتر در 70درصد طلاقها زنان متقاضی بودند به بیان عللی پرداخت و از انجا که در مطلب خود از زبان یک دکترای فلسفه سیاسی به بیان موضوع طلاق پرداخته بود که اساسا هیچ ربطی به موضوع خانواده و اجتماع و طلاق و ازدواج ندارد بنده نیز به خود جرات میدهم و به عنوان فوق لیسانس مدیریت در این مورد مطلب نگاری میکنم

 


برچسب‌ها: بابک زمین , طلاق , شهربابک , زن

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 22:40 | نویسنده : احمد طالبیان |
كي ميگه فقط خارجي ها هستند كه هر سال ورژن جديد از هر چيزي مي سازند مثلا ورد98 ميشه 99 و .... ماهم همينطوريم ،چطور؟

اخه تازگي ها يه نسخه جديد حزب اللهي اورديم كه با نوع دوران دفاع مقدس متفاوته ، برعكس نسخه قديم مثل شهيد همت و بابايي و برونسي و... كه اساس حزب اللهي بودنشون ،بر پايه ايثار بود، يعني نمي خوابيدن تا ديگران راحت بخوابن،نمي خوردن تا ديگران ميل كنن،سرما رو به جون و دل مي خريدن تا ديگران تنشون و دلشون گرم گرم باشه،پياده مي رفتند تا ديگران سواره برن ، با خونشون مي نوشتن ولايت و با جونشون پاش امضا مي كردن و در نهايت در نقطه اوج ، تكه تكه مي شدن تا زخم و خراشي به كسي نرسه ...


الحمدلله ما جديدا با تلاشهاي فراوان به نوعي پيشرفت دست يافته ايم و توانسته ايم ورژن جديدي از اون حزب اللهي هاي كهنه و از مد افتاده ارايه بديم ،اين ورژن خصوصياتش ايناست، مي خوره تا به ديگران نرسه ،سواره مي ره حتي اگه رو دوش ديگران بره، گرم باشه حالا هركي از سرما هم مرد، مرد....خونه اش دو طبقه ،بچه اش جزء قبولياي بدون امتحان ورودي شركتها و معادن و اين جور چيزا... امتياز طلبه ! بخوابه ،همه بايد ساكت باشن و صداي نفسشون هم نياد،با قلمش مي نويسه ولايت با عملش روش مثل بچه ها خط خطي مي كنه ،در نقطه اوج ،همه رو حاضره براي اهداف خودش قربوني كنه ، اگه بهش بگي چرا ؟ سريعا ميگه مخالفت با من مخالفت با ورژن اصلي حزب الهي هاست .

بيچاره فكر مي كنه اگه مثل شهيد همت ريش بذاره و پيرهن رو شلوار بندازو حرفاي قشنگ قشنگ بزنه عين اونا ميشه در حاليكه ريش همت ريشه داشت و پیرهنش ،نماد صداقت وسادگي بود و حرفاشو تك تك ، با خونش امضاءكرد

ديديد ما هم بعله

 

پيوشت : البته من معتقدم اينا فقط اسم حزب اللهي رو يدك مي كشند وگر نه حزب اللهي هاي اصلي و ناب از زمان جنگ نه تنها كمتر نشدن بلكه چه كمي و چه كيفي بيشتر شدن ،نمونه؟ شهيد احمدي روشن،شهيد علويان،شهيد شوشتري و ....

2. پس فردا نريد هر كي پيرهن رو شلوار انداخت و چفيه رو دوشش انداخت بگيد اينم بعله ، نه خدا از قلبها خبر داره و ما نمي دونيم .....بنده فقط مشاهداتم رو از بعضي حزب الهي ها گفتم كه به نظرم ضربه اي كه اينا وارد مي كنن از امريكا و اسراييل كمتر نيست


برچسب‌ها: حزب اللهی , دین , انقلاب , هوس , شهوت

تاريخ : دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 | 23:0 | نویسنده : احمد طالبیان |

به نظر من ما یک مشکل اساسی در این مملکت داریم که ریشه ی همه مشکلات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی این ممکلته!!

شما هر چی که بگی جوابش میشه این مشکل ،از مفاسد اقتصادی بگی ،از بداخلاقی های و وادادگی های سیاسی ، از اینکه چرا بعضی جوانان ما راحت مثل عروسک خیمه شب بازی با نخهای نامرئی امواج شبکه ها ی ماهواره ای به رقص در می آیند و به سبک اونا میپوشند و از دریچه انها به دنیا نگاه میکنند، اینکه بی اساترین حرفها را میشود در ذهن بعضی مردم این مملکت به راحتی جا انداخت، اینکه بعضی مسئولین ما  هرگز در حد واندازه ی پست و جایگاه و لباس خودشون نیستند، اینکه .....

خلاصه شما هر چی بگی به این مشکل بر میگرده اون مشکل هم در قران دهها و صدها بار با عناوین مختلف گفته شده ...( البته قران که برای زندگی ما نازل نشده،بلکه برای سفره آرا های عقد و ملاهای پرسه ها نازل شده)

 


برچسب‌ها: نظام اموزشی , تخریب و بازسازی , سفره عقد , قران

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه دهم مرداد 1393 | 15:54 | نویسنده : احمد طالبیان |

رمضان هم گذشت برای روزه دار و روزه خوار ،برای انانی که سختی تشنگی و گرسنگی را در این روزهای بلند و گرم تابستان تحمل کردند و برای انانی که زحمت این تشنگی و گرسنگی را ندادند و به هر دلیلی تمام این ماه را خوردند و نوشیدند.....

رمضان هم گذشت برای انانی که شبهای این ماه را درست وحسابی نخوابیدند و شبهای قدرش را تا صبح احیا گرفتند ،تا مگر توشه ای بیاندوزند و برای انانی که در غیاب شیطان ، چنان کارش را بی نقص انجام دادند، که اصلا نبودش حتی در این ماه پر برکت برایشان حس نشد، برای انانی که شبهای این ماه را هم با پارتی های مختلط و شهوت و مستی شراب های ناب خارجی ،سر کردند

رمضان هم گذست هم برای انانی که تمام سعی شان را کردند تا قران را ختم کنند و دعاهای این ماه را از قلم نیاندازرند و خلاصه این ماه را متفاوت از همه ی ماههای همه سالهای همه ی عمرشان باشند و هم برای انانی که در تقویم عمرشان هیچ  تفاوتی بین این ماه و همه ی ماههای همه  ی سالهای همه ی عمرشان نداشت، در واقع تکرار یک تیتر تکراری در متن زندگیشان بود همان تیتر معروفِ اکثر ادمهای این عالم خاکی:یکی به دنیا امد و خورد و نوشید و شهوت راند و مرد...

رمضان هم گذشت ،باقی ماهها و سالها هم میگذرند، برای همه میگذرند، برای هیچ کس هیچ روزی نمی ماند ،برای روزه دار ،برای روزه خوار، برای دیندار، برای بی دین ، برای حرام خوار، برای شرابخوار، برای نماز خوان ، برای بی نماز،برای باحجاب و بی حجاب..... برای همه میگذرد ،مثل ابر بهاری ،همه مان مسافریم مسافر یک جاده ،که نامش زندگیست و مقصدِبی چون و چرایی که مرگ مینامندش......

حالا سوال این است ممکن است اصلا قیامتی نباشد و روزه دار و روزخوار هم فرقی باهم نداشته باشند در این صورت روزه داران چقدر ضرر کرده اند و روزه خواران چقدر سود؟؟مثلا به اندازه مقداری آب ونان اضافه که روزه خواران خورده اند و روزه داران نه!!یا سختیهای الکی و زورکی که روزه داران کشیده اند و روزه خواران نه!

اما اگر و فقط اگر به اندازه یک ذره کوچک احتمال داشته باشد ان دنیایی باشد و  از روزه سوال شود ، به نظر شما عمق ضرر برای روزه خوار و اوج سود برای روزه دار تا کجاست؟؟ مثلا فاصله ای به اندازه ی بهشت و جهنم، یا یک ابدیت سختی برای روزه خوار و یک بینهایت لذت برای روزه دار!!

پس نباید به همین راحتی هم گفت رمضان گذشت برای روزه خوار و روزه دار!!


برچسب‌ها: رمضان , روزه خوار , روزه دار , بهشت , جهنم

تاريخ : پنجشنبه نهم مرداد 1393 | 17:0 | نویسنده : احمد طالبیان |

امروزصبح وقتی از خواب بیدارشدم احساس تشنگی داشتم ،به سمت لیوان اب رفتم ، قبل از اینکه آب را بنوشم ، به خیال ماه رمضان درنگ کردم ،ولی یادم آمد که امروز عیدفطراست و خوردن آب در این موقع صبح آزاد است ،  آب را با لذت تمام نوشیدم ،لذت نوشیدن آب ،آنهم در اوایل صبح را یک ماهی بود که تجربه نکرده بودم،بعد هم یک الحمدللهِ جانانه گفتم و سلامی هم به لبهای تشنه ی ارباب کربلا و یاران وفادارشان دادم ....

برایم جالب بود ماه رمضان چطور مرا تربیت کرده است:

 


برچسب‌ها: رمضان , تربیت , قناعت , شکرگزاری , تفکر

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هشتم مرداد 1393 | 9:15 | نویسنده : احمد طالبیان |

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهیدان رفته اند امادر حقیقت این ماییم که زمان ما را با خود برده است و شهیدان مانده اند

این جمله تاریخی و شگرف شهید اوینی در مورد شهیدان را میشود برای هر چیز معنوی والهی که با خدا پیوند جاودانه دارد، به کار برد.

 میشود گفت پندار ما این است که ما مانده ایم و ماه رمضان رفته است، اما در واقع رمضان هر ساله جاودانه میماند واین ما خاکیان هستیم که امواج خروشان زمان ،گاهی ،تکه پاره های وجود ما را به ساحل امن رمضان می رساند و گاه ما را از ان دور می سازد!! اکنون ما میرویم و رمضان و سحرها وافطارها و ربناها و (سبحانک یا لااله الااله )هایش می ماند،ما از شهر رمضان بیرون می شویم و شبهای قدر و یا علی و عظیم و الغوث الغوث خلصنا من النار می ماند تا میز بان آیندگانی باشند که دوباره مسیر عمر و توفیقشان به حوالی این شهر بیافتدو باز کجا و کی دوباره چشممان به این سحرها بیفتد یا نه!! همانندکسانیکه سالهای قبل وقبلتر با رمضان خداحافظی کردند و با این امید ترکش کردند که دوباره در این دنیای خاکی به سحرها و افطارهایش برسند و نرسیدند.......

اکنون ای رمضان ای جاودانه ماه خدا!گر چه ما بر تکه پاره های این دنیا سوار میشویم ،اما ما را به امواج خروشان وسهگین این عالم مادی مسپار ، که صخره های خشن گناه ومعصیت و غفلت، در چشم به هم زدنی، قایق کوچک وجودمان را می شکند و ما را در دنیا پرستی غرق میکنند........

خداحافظ ای ماه خدا!ای ماه رحمت!! به امید سلامی دیگر .........


برچسب‌ها: رمضان , خداحافظ , شهیداوینی , مادیات , دنیا

تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 22:36 | نویسنده : احمد طالبیان |

رمضان که آمد و رفت ،آیا از روزه هایش ،یاد میگیریم که اسراف هم از زندگیمان برود؟؟ که مصرف زدگی هم برود ؟هر چیزی را ،فقط به خاطر مد و چشم و هم چشمی نخریم؟آیا ساده زندگی کردن را یاد میگیرم؟ ساده ازدواج کردن را چطور؟ ساده محبت کردن را چه ؟ اینهمه تجمل و اسراف و پیچیدگی در زندگی ما چه میکند؟درعروسیهای ما، در پرسه ها و مرگ و میرهای ما؟ رمضان برای از بین بردن همینها هر سال به ما سر می زند.....

رمضان که آمد و رفت ،آیا از او محبت به همنوع را می آموزیم؟یاد میگریم دست جوانی را در امر ازدواج یا اشتغال بگیریم؟اشکی را از گونه های یتیمی بزداییم؟یک کار خیرخواهانه ی یواشکی انجام دهیم؟ یاد میگریم که نباید یک دایره دور خودمان بکشیم و بگویم خانه من، ماشین من! زندگی من!... و من و من؟رمضان برای ازبین بردن همین مرزهای جغرافیای من، امده است، تا تو را انقدر وسعت بدهد که دیگرانی را که هر روز از کنارت میگذرند،را هم ببینی! یا نه، حتی فراتر، ادمهای دوردست تر از این ادمها را هم ببینی، مردم عراق را ،سوریه و بحرین و فلسطین را ، ایا از رمضان یاد گرفتیم، که رحمت عام داشته باشیم و فایده مان به همه برسد، مثل خود رمضان؟

رمضان که آمد و رفت ،آیا میتواند یادمان دهد مسجد محور باشیم، زندگیمان را با مسجد و نماز اول وقت تنظیم کنیم؟ و ما را بیاموزد که ای انسان تو برای خوردن و نوشیدن و دویدن دنبال دنیا افریده نشدی، بلکه همه اینها برای این افریده شده اند که زمینه ساز این باشند که تو وقت نماز ،در صف نماز و در درگاه خدایت باشی.....

*رمضان که آمد و رفت ،آیا از روزه و خودداری هایش یاد گرفتیم،تا همیشه یک نگهبان بر دروازه دهانمان بگذاریم تا ورود و خروجها را کنترل نماید ،چه بخوریم (حلال و حرام) چقدر بخوریم، چه بگوییم و چرا بگوییم ........

خلاصه اگر میخواهیم از رمضان توشه ای برای باقی سالمان برداریم، اینها بهترین توشه هستند ،شاید روزی برسد که جامعه ای رمضانی داشته باشیم،جامعه ای مهربان،ایثارگر،کم مصرف،پر تولید،مخلص،مقاوم،با محبت فراوان،با زیباترین کلمات رد وبدل شده در مناسبات اجتماعی وبدون تهمت،بدون غیبت،بدون دروغ،......... چه کسی میداند؟؟


برچسب‌ها: رمضان , محبت , توشه

تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 22:35 | نویسنده : احمد طالبیان |

من بیرون امده از دل سختیهایم ،من گداخته شده و محک شده با انواع سختی ها هستم ،مرا با اوای وطن پرستانه و نوای عاشقانه همراه کرده اند انروزی که نفسهایشان با نفسهایم درمی آمیخت ،قرار بود که پاسبان مرزهای شرف و عزت انسانها باشم و سینه و گردن هر گردن کلفت و قلدری را که بخواهد چپ چپ به خطوط مرزهای ابی و زمینی کشورم نگاه کند، را بشکنم ،اما انروز که با همه خشم به سوی دشمنان حرکت کردم و به انها رسیدم خشکم زد سینه ها و گردنهایشان اصلا کلفت نبود بلکه خیلی هم باریک وظریف بود ، انها چشمانشان به سمت مرزهای ما نبودبلکه با چشم اشکبارشان فقط خانه و مامن و مادر خود را میخواستند انها صدایشان کلفت نبود ، داد و بیداد هم نمی کردند! بلکه اه و ناله میزدند من چه باید میکردم ؟!چه میتوانستم که انجام بدهم؟! غیر از اینکه باید به وجود انها را در هم میشکستم ؟نباید کسی مرا سرزنش کند ،که چرا سینه یک کودک را میشکنم که چرا ناله هایش در من اثر نمیکند، که چرا خونشان را بر زمین ریختم، چون من یک گلوله اسرائیلی هستم، شکلیک شده از تفنگ یک سرباز اسرائیلی


برچسب‌ها: کودک , اسرائیل , گلوله

تاريخ : شنبه چهارم مرداد 1393 | 19:25 | نویسنده : احمد طالبیان |

آقای یانکی اون سلام علیکم! من سلیمان ازایران هستم این هم که کنارم نشسته کبری خانوم عیال بنده است ، غرض از این نامه نگاری عرض عذر خواهی بایت فحشهایی است که ما تا حالا داده ایم نه اینکه فکر کنید ما آدم بی تربیت هستیم ،کبری خانوم میداند که ما در طول عمرمان ده تا فحش هم نداده ایم ،که اتفاقا هر ده تا را بابت همین موضوع و به همین شماها داده ایم ،البته کبری خانوم میگفت باید خودمان می امدیم نیویورک جهت دست بوس و حلالیت طلبی اما وقتی با ملای روستایمان اختلاط کردیم گفت: اگر بروید به عنوان تورو ریست دستگیرتان میکنند چون شما ایرانی هستید

به هر حال با مشورت کبری خانوم ،تصمیم گرفتیم با نامه عرض حلالیت بودی بطلبیم و بسپاریم که شما هم برای ما حلالیت بگیرید ؟

 


برچسب‌ها: بانکی مون , فلسطین , ایران , اسرائیل

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 23:52 | نویسنده : احمد طالبیان |

بعضی سالها که بارانِ رحمتِ خدا ،خوب باریده باشد ،وقتی به بیابانها و دشتها و باغات نگاه میکنیم، میبینیم چقدر سرسبز و سرزنده شده اند...بذرهایی که سالها به علت خشکسالی، زیر خاک مدفون شده بودند و فرصت رویش نداشتند ،از فرصتِ بارشِ رحمتِ آسمانی استفاده کرده اند و روییده اند ،گلها و نهالها و علفزارهایی که حتی مردم آن منطقه و باغبان، نیز وجودشان را فراموش کرده اند یا اصلا از وجودشان بی خبرند

رمضان هم که میشود، خدا رحمت و مغفرت خود را مثل باران از آسمان به سر و روی روزه داران میباردو    وقتی روزه دار به وجود خودش نگاه میکند، میبیند چقدر زیبا و سرسبز و با طراوت شده است ،بذرهایی که در وجود انسان سالها به دلیل غفلت ونبود فضای مساعد، فرصت رویش و شکوفا شدن نداشتند حالا یک به یک سر برمیدارند و می بالند و سر به اسمان میسایند

بذرهایی که گاه فراموششان کرده ایم یا از وجودشان در وجودمان بی خبریم ، اما رمضان با رویش انها ،زیبایی شان را به رخمان میکشد......آنقدر زیبا میشویم که گاهی از خودمان می پرسیم واقعا این ماییم؟؟!!مایی که نمیتوانستیم حریف پرخوریها و زیاد نوشیدنها و خوابیدنهای طولانی این دنیا شویم ، چه شده با حداقل ها روز به شب و شب را به روز می رسانیم ؟؟!!و رمضان چون آینه داری امین، خودمان را به ما نشان میدهد و میگوید بله این تویی!!! در واقع این، تویی!!

خلاصه رمضان بذر نوع دوستی و کمک به دیگران،بذر صله رحم و دید و بازدید و میهمانی ،بذر نماز اول وقت و مسجد محوری،بذر کم مصرفی  و بی اعتنایی به شکم و نازکشی دمادم جسم ،بذر عشق به خدا و بردن نیاز به درگاهش ، بذر سحرخیزی و شب زنده داری وهزاران بذر دیگر را که ممکن است نفس و شیطان و حب دنیا فرصت رویش را از انها گرفته باشند را دوباره به رویش و جوشش وا میدارد...

البته همانطور که بیابانها و دشتها سرسبز پس از مدتی بر اثر نرسیدن آب پژمرده و زرد میشوند ، خطراین هم است که بعد از ماه رمضان و آزاد شدن شیطان ازغل و زنجیر و غفلت دوباره ما نسبت به این مفاهیم زیبا ،دوباره سرسبزی های وجودمان به زردی مبدل شود .... پس تا در ماه رمضان هستیم و باران رحمت ،ریزان، برای باقی سال هم آب برداریم ...یعنی تصمیماتی رمضانی برای همه سالمان بگیریم، امید که سرسبزی فروردین گونه ی رمضانیِ ما ،هرگز به خزان زرد و بی روح تبدیل نشود

 


برچسب‌ها: رمضان , فروردین , رویش , گلها , شکوفه ها

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 | 22:10 | نویسنده : احمد طالبیان |

به گزارش خبرنگاران اسمانی  از زمین ،در شبهای قدر امسال نیز مانندهمه شبهای همه ی سالهای همه ی عمر بشر ،مذاکرات فشرده ای بین پنج تن ال عبا به نیابت از همه پیامبران و خوبان عالم و یکتا خدای عالم یا همان 1+5 از یک طرف و بنده گنهکار از طرف دیگر در جریان است ،موضوع مذاکرات ،برداشتن تحریم هایی است که بنده، با گناهان خود برخود اِعمال کرده و خود را از دیدن خیلی دیدنیها و چشیدن خیلی از چشیدنیها و شنیدن خیلی شنیدنیهای عالم محروم کرده و این تحریمها به حدی فلج کننده بوده است که وجود و فطرت الهی بنده درحال از بین رفتن و نابود شدن است .کارشناسان الهی معتقدند در این دور از مذاکرات ،بسته پیشنهادی خدا بسیار جالب توجه است و اگر بنده گنهکار این بسته را رد نماید، نشان دهنده این واقعیت است که علاقه ای به ادامه مذاکرات و رفع تحریمهای زمینی و آسمانی بر خود را ندارد و دلش میخواهد در همین قفس دنیا بماند و بمیرد،این بسته، محرمانه و بین خود خدا و پنج تن ال عبا یا همان 1+5و بنده گهنکار میباشد اما گمانه زنی ها و مراجعات به قران و احادیث حاکی از ان است که باید حاوی این موارد احتمالی باشد:

 


برچسب‌ها: 5 , 1 , مذاکرات , شب قدر , تحریم

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و هفتم تیر 1393 | 19:28 | نویسنده : احمد طالبیان |

امشب، شب قدر است، شب قدر شناسی از چیزهایی که داریم و یادمان رفته که داریم

قدرشناسی از تک تک نفسهایی که در ماه رمضان میکشیم ،نعمتی که میتوانستیم دراین ماه ،مثل هزاران نفری که زیر خاک خفته اند، نداشته باشیم و ماه رمضان باشد و ما نباشیم

 


برچسب‌ها: قدر , فتنه , ولایت , عراق , افغانستان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 | 17:53 | نویسنده : احمد طالبیان |

سوت پایان بازی زده می شود انهایی که برنده اند شادی میکنند و لبخند می زنند، انهایی که باخته اند ، افسوس و حسرت میخورند و اشک حسرت میریزند.... برنده ها خوشحالند که فرصتها را قدر دانسته اند و بازنده ها هی مرور میکنند که اگر فلان فرصت را قدر میدانستند ،اگر بیشتر حواسشان را جمع کرده بودند اکنون انها خوشحال بودند .....

این داستان ماه مبارک رمضان است ، انهایی که قدر فرصتهای این ماه را دانسته اند و درک کرده اند ماه رمضان چه فرصت طلایی است ،برای بندگی،برای ادم شدن، برای اندختن توشه ی قیامت،برای آن شدن که خدا میخواهد...خوشحال و شادمانند!! انها هر چند سختی گرسنگی و تشنگی را تحمل کرده اند اما حالا که داور هستی سوت پایان یک فرصت طلایی را مینوازد ، شیرینی بُرد را با تمام وجود حس میکنند

 اما  آنهایی که فرصتهای این ماه را از دست داده اند و عمر خود را باخته اند ، میفهمند که در بازی دنیا کسی برنده است که خود را زیر بار سختی ها بیندازد و بسازد و قدر فرصتهایی که مثل ابر از اسمان دنیا میگذرند را بداند...... انها همه چیز را تمام شده میبینند ، انها کسانی هستند که ارزو میکنند کاش داور هستی یکبار دیگر به انها فرصت میداد و زمان را به عقب برمیگرداند، تا شاید اینبار اشتباه نکنند و این را با ناله از خدا میخواهند.....

اینها را گفتم تا بگویم هنوز تا پایان این ماه طلایی فرصتهای زیادی وجود دارد ، نباشد که اشک حسرتمان تیتر اول صفحه تقویم عمرمان شود.....



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 | 18:23 | نویسنده : احمد طالبیان |
صبح یک روز عادی در یک مترو ، نوازندۀ ویولونی بساطش را پهن کرد و شروع به نواختن موسیقی نمود ، اودر عرض 45 دقیقه بهترین موسیقی ها را نواخت ،مردم با شتاب از کنارش رد می شدند گاهگاهی اندک نفری از آنها چند دلاری به جلو پایش می ریخت ، او تا ظهر آنجا نواخت و تنها دو سه دلاری جلو پایش ریخته شد و چند کودک به مدت چند لحظه کوتاه به تماشایش پرداختند. اما کسی نفهمید ،او جاشوابل بزرگترین موسیقیدان ویولن که تنها برای یک ساعت حضور در سالنی که او برنامه داشت ، می بایست در صورتیکه شانس یارتان باشه با صدهاهزار دلار پول به ملاقاتش بروید. این داستان همه زندگی ماست، آدمهایی که در عصر سرعت زندگی می کنیم و به ما قبل از راه رفتن، دویدن می آموزند . درعصرماشین، ما عادت کرده ایم تصاویر زندگیمان را از پشت قطار سریع السیر تماشا کنیم ، تصاویری که به سرعت ازجلو چشمانمان میگذرند وگاه چنان سریع که انگار هرگزدیده نمیشوند.برای همین است که همیشه میدویم و نمی رسیم، به دنبال خوشبختی ، آسایش ، آرامش ، زیبایی ، عشق وشانس بزرگ....مسیر زندگی را تند تند طی می کنیم ، غافل از اینکه همین اتفاقات ساده ای را که براحتی از کنارشان عبور می کنیم؛ شاید آن مفهومی باشد که همه عمر به دنبالش هستیم . رمضان از آن وقتهای طلایی زندگی ماست، به سادگی از کنار روزها و دقیقه ها و ثانیه هایش نگذریم،راحت سحرهایش را نگذرانیم ،در این ماه خدا به همه چیز رنگ و بوی تازه میدهد خواب و بیداری،خوردن و نوشیدن و خواندن قران و دعا.... به کجا چنین شتابان؟؟کمی آرامتر!! شاید این موسیقی الهی که می شنوی ، به افتخار تو دارد اجرا می شود ، آرام باش و بشنو


برچسب‌ها: فرصت , ماه رمضان , عصر ماشین , اتفاق

تاريخ : شنبه بیست و یکم تیر 1393 | 13:42 | نویسنده : احمد طالبیان |

بله آقا خدمتتان عرض کنم ما اساسا و اصالتا مسئول هستیم ،منظورم این است که پدر و عمو و دایی  ومادر و خواهر، همه مسئولیم مثلا همین بنده ی حقیر سراپاتقصر از چهارسالگی مسئول بودم ...بله اقا از چهار سالگی !!!بنده مسئول مواظبت از شیرینیهای میهمانی های خانه مان بودم ،تا خدای نکرده ابجی کوچیکه و داداش بزرگه ناخونک نزنند .... حالا بماند که اخرش چیزی ته اش نمیماند چون خودم وسوسه میشدم و ترتیبشان را میدادم ، اما حالا میفهمم که ابوی بنده با افق دید بالایی که داشت مرا برای تصدی مسئولیت پستهای امروز مهیا می کرده است



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 19:56 | نویسنده : احمد طالبیان |

بعضی ها با رمضان قهرند ودرب خانه شان را به رویش باز نمیکنند ،هر چه این ماه رحمت،تمام این سی روز ، با نوای ربنای سحرها و افطارهای دل انگیزش، بر درب خانه دلشان، آرام آرام ضربه میزند،دریغ از یک جواب عاشقانه و عاقلانه!!!

انها دلایل مختلفی را برای این روزه نگرفتن می اورند، مثلا برایم ثابت نشده روزه برای بدنم خوب و مفید است...یا چون فلان کس روزه میگیرد و در جامعه خرابکاری هم میکند، من روزه نمیگیرم یا ول کن مملکت فلان جور شده، من روزه نمیگیرم یا تازگیها برای بعضی ها شیطان توجیه جالبی اورده روزه مال دین عربهاست و ما اریایی هستیم و....

 


برچسب‌ها: رمضان , سختی , انتخاب , ناهار

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 19:55 | نویسنده : احمد طالبیان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.