دولت تدبیر و امید ، با شعار اعتدال به عرصه سیاسی کشور پا گذاشت حرف اصلی اش هم این بود که میخواهم خیلی چیزهای بد و نامتعارف دوره احمدی نژاد را از بین ببرم ...

این دولت در شعارهای خود احمدی نژاد را نماد قانون شکنی ،تندروی و افراطی گری و تار وومار کردن مخالفان می دانست و میداند

کار به جایی رسیده بود که از جای جای کشور سخنرانی های اعوان و انصار دولت در پستهای مختلف به گوش میرسید که احمدی نژاد ،عامل تمام بدبختی هاست ،این کار تقریبا در دولت به یک مسابقه تبدیل شده بود

اما حرف بنده در دفاع از اقای احمدی نژاد نیست،فقط به همین بسنده میکنم که اقای احمدی نژاد برخی کارهایی را در نظام جمهوری اسلامی بنا نهاد که جمهوری اسلامی برای همینها امده بود،ساده زیستی مسئولین،استکبار ستیزی،تلاش و همت مضاعف و.....

البته نواقص بسیاری هم داشت و صد البته طلبکاران احمدی نژاد سیاسیون اصلاح طلب و مشارکتی نیستند و انها شایسته طرح این دعوا نیستند،چه رسد به قضاوت در این خصوص ،بلکه این مردم متدین و ولایی هستند که به این محاکمه کردن و زاویه و موضوع محاکمه محق هستند

بماند

اما من میخواهم ار اتفاق بگویم که دست دولت تدبیر و امید  را حداقل در شهرستان شهربابک رو کرد و آستانه صبر این دولت را ،به محک واقعی ،نه شعاری گذاشت

قضیه هم این است که رییس اداره اوقاف شهربابک که یک روحانی و یک انقلابی و یک برادر شهید است را به خاطر شعار دادن و درخواست تجدید نظر در تصمیمات وزارت ارشاد در مسایل فرهنگی ،کنار گذاشتند ،اینکار به سرعتی انجام شد که اگر در باقی مسایل دولتی چنین سرعت عملی بود اینهمه طرح نیمه تمام عمرانی و معضلات فرهنگی و اقتصادی در کشورمان نبود

هر چند که ایشان اندازه یک دفتر صد برگ استعفا داده بودند واعلام کرده بودند که  نمیتوانند سیستم خشک و بی فروغ و کاغذ بازی اداری را تحمل کند ولی عملکرد دولت تدبیر و امید در این خصوص نشان  داد تا چه حد انتقاد پذیر و حامی گفتمان انتقادی در کشور است.......

انهایی که حجت الاسلام حاج یوسف ملایی را میشناسند و از نزدیک اعمال و رفتار ایشان را دیده اند میدانند ایشان یک فرد مردمی است و وجهه اش از این نوع برخوردها ضربه ای نمیخورد و برعکس این دولت تدبیر و امید است که  با این بی تدبیری موجبات ناامیدی مردم این شهرستان را فراهم کرده است، ایشان در طی دوره ریاست خود اقدامات بسیاری را در راستای اشاعه فرهنگ اهل بیت(ع) و احیای موقوفات و نیز بازسازی بقاع متبرکه کرده اندو ابادانی دو امامزاده سید محمد روگوشوییه و سید محمد سبزپوشان خود گویای عمکرد ایشان است

به هر حال این اقدام که با پیگیری مستقیم وزارت انجام شد لکه ی سیاهی در کارنامه دولت تدبیر و امید گشت

باشد که حامیان این دولت چشم باز کنند ....انشاالله

 

 

 


برچسب‌ها: دولت تدبیر , یوسف ملایی , احمدی نژاد , شهربابک

تاريخ : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ | 9:51 | نویسنده : احمد طالبیان |

حوادث غمبار اخیر، که در کشورهای اسلامی اتفاق افتاده و هم اکنون هم در حال جریان است مانند جنایات گروه داعش در عراق و سوریه با شعار لااله الا الله محمد رسول الله و نیز اقدامات گروهای تکفیری و سلفی دیگر در سایر کشورها ،بعضی ها را به فکر فرو برده تا یک راه حل جامع و قاطع برای اینطور موضوعات پیدا کنند ،انها دوری جستن از تعصبات دینی را یک راه حل ریشه ای و اساسی برای این معضلات میدانند و برخی پا را فراتر گذاشته، کنار گذاشتن دین و دیانت به ویژه اسلام را بهترین راه حل موجود دانسته اند و این حرکات را نهفته در ذات دین و اسلام مید انند و برای اثبات ادعای خود کشورهای غربی را مثال می زنند که ببینید اینها دین را کنار گذاشته اند و از گزند این افراطی گری ها مصون اند!! امروز تمام جنگها و کشتارها و اعمال تند مذهبی و دینی در جهان اسلام است ،شما یک کشور اسلامی نام ببرید که از اسلام و دین و دیانت ضربه نخورده باشد و گرفتار آتش تعبات مذهبی نشده باشد.....!!

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 23:34 | نویسنده : احمد طالبیان |

امروز اول اسفند است روز تولد من

خدایا!امروز کسی با لطف تو به این دنیا پا نهاد که نتوانست شکر نعمت بودن را به تو ادا کند !!انچه از پاکی و صداقت و کرامت در نهادش گذاشتی را نه به عنوان سرمایه زندگی جهت تجارت با تو در این دنیا ،که به عنوان مصرفیِ این دنیا ،صرف بودنش کرد

خدایا!  امدم دنیا تا اجاره نشینی کنم و باز به خانه ات برگردم و صاحبخانه بهشتت باشم ،اما اینجا شده ام اجاره ای دنیا !!

امدم خانه بخرم خانه مرا خرید !!امدم تا دنیا را با رنگ محبت و عشق تو،رنگ بزنم،از دنیا رنگ گرفتم،نه یکی و نه دو تا،بلکه هزاران رنگ !!

خدایا!! قرار نبود بازیچه دنیا شوم ،دنیا گرمم کند،دنیا سردم کند ،شیرنی دنیا ،شیرین کامم کند و تلخی اش تلخکام !

قرارنبود دنیا برای من خدایی کند !شرط بگذارد!برایم تکلیف تعیین کند!!اما همه قرارهایمان ،را انگار خیلی زود فراموش کردم ...

اینجا خبری از انهمه دبدبه و کبکبه ای که در روز افرینشم به افتخارم راه انداختی و فرشتگانت را به سجده ام درانداختی نیست!!

اما ای خدا میدانم که با همه ی کم لطفی هایم اکنون برای تولدم هدیه ای خواهی فرستاد ، مثل همه روزهای همه ی عمرم که هر روز با هدایای تو متولد میشوم



تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 12:25 | نویسنده : احمد طالبیان |

این یک نقد درون گفتمانی است

وقتی در سطح جامعه گام برمی داریم باید از خودمان بپرسیم نسبت ما با این جامعه چیست ؟ نسبت ما با آن دخترک شوخ چشم با موهای بیرون ریخته و استینهای کوتاه چیست؟نسبت ما با آن جوانک بی هویت که با ابتدایی ترین افکار ممکن زندگی میگذراند چیست ؟ آیا ما نسبتی با اینها داریم یا اینها بیگانه ای در میان ما و یا ما بیگانه و غریبه ای در میان انها هستیم؟

برای سالها ی سال ما حزب اللهی ها خودمان را از جامعه جدا کردیم و دایره ای به وسعت ما و تفکرمان دور خودمان کشیدیم دایره ای که سعی مان بود همه را داخل ان دایره کنیم زیرا محدوده و قطر و شعاع این دایره را مرز خوشبختی و سعادت و بدیختی و شقاوت می دانستیم ، ما مسلمانی مان را ترویج دادیم و غافل از ترویج و رونق اسلام شدیم

 



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ | 0:28 | نویسنده : احمد طالبیان |

گفت : چه فرقی میکند مسلمان، چهار کلمه به اصطلاح صیغه محرمیت می خواند و با مقداری پول ،جسم زن را جهت نیاز مرد اجاره میکند برای مدت کوتاهی و بعدش هم به سلامت ،آن کسی هم که فحشا میکند هم به شرط مقداری پول جسم طرف را جهت نیازش اجاره میکند، برای مدت کوتاهی و بعدش هم به سلامت،فقط آن چهارتا کلمه را بر زبان نمیراند....

 

 


برچسب‌ها: ازدواج موقت , فحشا , مسلمان , زن , مرد

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ | 9:3 | نویسنده : احمد طالبیان |
وبلاگ انعکاس 2 با عکس نوشته ها و مطالب کوتاه :

enekasbabak2.blogfa.com



تاريخ : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ | 8:2 | نویسنده : احمد طالبیان |

اکنون برای خیلی ها حتی انهایی که دیرباور هستند ،ثابت شده است جنگ تمام عیاری از چپ و راست و بالا و پایین بر علیه ایران و ایرانی برقرار است ،که نامش را به حق جنگ نرم گذاشته اند من نمیخواهم در مورد ابعاد جنگ نرم بگویم و بگویم که پیشقراولان این جنگ که وظیفه جاده صاف کنی و فتح قلعه های ایرانی را دارند، همین شبکه های ماهواره ای و سایتهای مبتذل و سایر نیروهای مرموز مجازی و حقیقی هستند

کاری که در سوریه انجام دادن و ابتدا مردم سوریه را از نظر اعتقادی و همبستگی تضعیف کردند و حالا چنان جنایت میکنند که انگار نه انگار همانهایی بودند که قبلترها لبخند دوستی میزدند

اما قصد من در این مجال درد دل و گفتن حرفهای از این جنس نیست ، حرف من این است :

چه باید کرد

 


برچسب‌ها: جنگ نرم , ماهواره , ازدواج , سوریه , جنگ

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 8:11 | نویسنده : احمد طالبیان |
به نظر من ،ما در کشورمان سه مدل تربیت داریم:

مدل اول تربیت، مدل گلهای وحشی : در مدل گلهای وحشی ،فرد در خانواده مثل یک گیاه خودرو رشد می کند ، و با طوفانها و حوادث بیرونی به تنهایی و بدون هیچ محافظی روبرو می شود ، خودش باید برای یافتن آب  به هر سو ریشه بدواند و برای بقا تلاش کند ، فرد در مدل گلهای وحشی قابلیت ((همه چی شدن)) را دارد و ((چی شدن ))را عوامل مختلفی مثل دوستان، محیط، یک فیلم ، یک معلم و هر چیز دیگری می تواند تعیین کند ، در این مدل بدلیل اینکه همه چیز به دست سیر طبیعی رشد ،سپرده میشود ، فرد کاریکاتوری بار می اید، یعنی بعضی ابعاد شخصیتیش در سطح عالی و بعضی ابعاد شخصیتی اش بچگانه و خام می شود بدلیل انکه هیچ برنامه استعداد یابی و شکوفایی رسانی استعدادها بر روی او انجام نمیشود ،بعضی استعدادها برای همیشه در وجودش نهفته می ماند و دست نخورده با خود به گور می برد ... محصولات مدل گلهای وحشی ، دارای حفره های عمیق و شکافهای تربیتی بسیار در دیواره شخصیتی خود میشوند و گرد و خاکها ، طوفان و سیلهای اجتماعی و فرهنگی ،به راحتی به ساختمان شخصیتش نفوذ می کنند...

فرد تربیت شده این مدل، گاه تا پایان عمر حسرت کوچکترین چیزها در دلش و وجودش هوایداست، در این مدل هر کس هر کاری بر سر فرد بیاورد ، فرد فکر میکند حق او همین است و او شایسته بدترینهاست (به همین دلیل کار فرهنگی و ضد فرهنگی بر روی این مدل ساده است ،کافیست کوچکترین فداکار ی یا لطف را در حقشان بکنی ،غلام احسان تو می شوند و می توانی به هر سو ببریشان)، فرد در این مدل یاد میگیرد خودش مهم است ، نباید به کسی یا چیزی تکیه کرد ،باید مستقل بخورد، مستقل و تنها لذت برد و مستقل و تنها تصمیم بگیرد ، دیکتاتوری عاطفی و مدیریتی از مشخصه های این مدل تربیتند، زندگی برای او یک واقعیت بی رحم و بدون هیچ احساس است ، از دریچه نگاه او،همه چیز یک مستند مثل مستند راز بقا است ،مرز بین واقعیت و مجاز برای او در هم ریخته ، زیرا هیج دنیای مجازی برای او وجود ندارد ،مجاز همان واقعیت انعکاس یافته در آب حوض زندگی اوست ،به همان مقدار واقعی و به همان مقدار دروغ!!

این مدل بیشتر در دوران قدیم و در  تفکرات قدیمی ما جای داشته است ، هر چند امروزه هم گاهی به ندرت دیده می شود ، که اجرای این مدل در زمان حال بسیار خطرناکتر از اجرای ان در گذشته است چرا که دیروز اگر فرد هر نوع کمبود و ناراسایی در خانواده داشت ، نهایتا مرجع رسیدگی به ان را همین خانواده می دانست!! اما امروز با کوچکترین نارسایی، فرد به سمت منابع دیگری تربیتی در سطح جامعه و حتی جهان کشیده می شود .

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 11:48 | نویسنده : احمد طالبیان |

هر کشوری که بخواهد پول چاپ کند که اقتصادش بچرخد،پشتوانه میخواهد

هر کشوری که مفاهیم انسانی مانند وفا،عشق،تعهد،ایثار،انسانیت و...

میخواهد تا چرخ فرهنگش بچرخد ،پشتوانه میخواهد

 

پشتوانه اولی طلا است و پشتوانه دومی حجاب است



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 8:28 | نویسنده : احمد طالبیان |
بعضیا می گن ،مرد ها بی ظرفیتند،تقصیر دخترا  چیه؟! حالا دخترا سختی بکشن که مردا قلقلکشون نشه ؟ بروند ظرفیت مردا رو بالا ببرند به دخترای بیچاره چکار دارند......خب قبول!!

بیایم ظرفیت مرد ها رو ببریم بالا،چطوری؟!خوب بهترین راه،همون راهی که غرب رفته،غربی ها گفتند مرزها و محدودیت ها را برداریم آنقدر سکس، توی چشم و دست و بال  مردا   میریزیم ،که زن و مرد بتونن براحتی در کنار هم کار اجتماعی انجام بدهند.....خوب بسم ا... .

 شروع میکنیم:سی دی های مبتذل،عروسی های آنچنانی،ماهواره و شبکه های مستهجن   و رقص و آواز،از همون بچگی، میریزیم تو دست و بال مردا......

 و در یک جمله،  به قول بنده­ ی خدا که می گفت:من جلو بچه ام رو نمی گیرم که،ماهواره نگاه کنه و......تا چشم و دلش سیر بشه، با همین تز جامعه رو پیش ببریم...  

 


برچسب‌ها: حجاب , سکس , ماهواره , زن

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 7:45 | نویسنده : احمد طالبیان |

بگذار برایت حکایت امروز را بگویم !میدانم تو هم دلت میخواست آنجا بودی ومیدیدی ،دلت میخواست جان داشتی و پا میگرفتی و حس زندگی میافتی تا همپا و همراه و همدل با همه انانی باشی که امروز یک راه مشترک را یافته بودند، انگار امروز آسمان به زمین نزدیکتر شده بود ،مسیر از زمین تا زمین نبود بلکه از زمین تا نقطه ای از آسمان بود !!

بگذارتا برایت بگویم وبلاگ عزیزم ، انعکاس، همراه انقلاب ،میدانم که مدتهاست از انقلاب وشهدا گفته بودی و دلت میخواست امروز در جمع مردم شهربابک باشی و انان را تا مقصدشان تعقیب کنی

میدانم تو حس دار تر از خیلی ها هستی و زنده تر از انهایی که امروز مرده بودند و نگفتند مرگ بر امریکا

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ | 16:11 | نویسنده : احمد طالبیان |
 

 

             (هـــــــوالشاهـــــد)                                                                                    

از زبان ِچشماني كه لياقت شهادت نداشت اما همواره حاضر و  شاهد بود ودرحسرت شهادت در جواني پير شد :

                                       ( خــــــــــــاطره )

من از اوجِ بلندِ لحظه ها ،

آن لحظه هاي خون و ايثار و شرف ـ

از ا وجِ سرو سبز آزادي ،

من از ا وج ِسپيدار صداقت،

با زبان ا لكنم تصوير نسل خويشتن هستم.

من از پشتِ هزاران نكته ملموس ،

من از پشتِ هزاران بار رفتن در ميان خون ،

من از پشتِ هزاران لحظه ی مرموز ،

سخن از نسل خود گويم.

من از پشتِ بهارِ شادي ،

از پشتِ صداي ناله ی زنداني زنجير پاي حجره هاي تنگ و تاريك ا وين ، 

 

از پشتِ ديوار سياه مرگ ،

سخن از نسل خود گويم ،

همان نسلي كه با فرياد خود ،

عرش ِا لهي را بلرز ا ند و خلوصِ خلوتِ راز و نيازش قصه ها دارد،

نسلي كه الحق،

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ | 0:35 | نویسنده : احمد طالبیان |

کوله اش را به دوش گرفته بود

از کنار خانه ای گذشت،صدای قهقهه و ساز و دهل از خانه بلند بود

پدری را دید دست در دست کودکش، میگذشت،یاد کودک خودش افتاد و صدایش در گوشش پیچید: بابا نرو....نمیشود نروی...لااقل تا شب بمان

از خیابات اصلی شهر عبور کرد،مغازه داری را دید که با عجله اجناسش را احتکار میکرد برای روزی که گرانتر شود

کوله اش را محکمتر به دوش گرفت

راننده ماشین با اب و تاب از گرانی اجناس و مشکلات کشور میگفت

مرد کوله اش را برداشت و از راننده و شهر خداحافظی کرد

و راهی جبهه شد

چهارماه بعد روی دوش شهر تشییع میشد

او هم میتوانست یکی از همینهایی باشد که غرمیزنند و ازگرده انقلاب میخورند

اما نخواست،که اگر میخواست، ایران ،جایی برای زیستن نمیشد

شادی روح شهدا صلوا.......نه !!اصلا صلوات را ولش کن ،بیاییم ،شادی روح شهدا ، به جای لبهایمان دست و پایمان را به کار گیریم

اینها را گفتم که بگویم 22بهمن شهدا منتظر حضور مایند، انها اهل بهانه نبودند که بهانه بپذیرند

 

 



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 23:26 | نویسنده : احمد طالبیان |

منم میگم اگه 22بهمن نیاییم ،قیمتها حله ، دیگه لازم نیست نگران قیمتها و پراید 18،19 میلیونی باشیم !دیگه نباید نگران هزینه ها واینا باشیم ، چون همه چیز حل میشه اگه ما 22بهمن نیاییم ....چرا؟؟؟

چون اگه نیاییم و دشمنا بوی ضعف و ناتوانی بشنفن ،کاری باهامون میکنن که دیگه فکر قیمتا از سرمون بره بیرون ، دیگه اولویت اولمون پراید و قیمت سیب زمینی نخواهد بود...بلکه  جون و مال وناموس و فرزندانمون خواهدبود.

کافیه  بفهمن بریدیم ،اونوقت قومیتگرایی و تعصبات مذهبی و اختلافات مرزی و دینها و گروههای انحرافی رو به کار میندازن وهمون کاری رو که توی سوریه دارن میکنن (دختر هشت ساله رو دار میزنن ، تجاوز میکنن و گور دسته جمعی میکنن )با ما هم میکنن ، البته یه تفاوت جزئی داره اونم اینه که از ایران و ایرانی کینه دیرینه دارن وبه مراتب انتقام سختتری رو ازما میگیرن

راستی یه وقت فکر نکنی فقط با اخوندا و ریش دارا همچین کاری میکنن ،نه!!! هر کی همچی فکری بکنه ،باید یکبار تاریخ معاصر ایرانو مطالعه کنه، تا ببینه برای امریکا و انگلیس ،حتی مهره هایی مثل رضاخان هم ارزش نداشتن و باهاشون خیلی بد تاکردن، بقیه که تکلیفشون معلومه.

من میگم 22بهمن بیاییم ،نه فقط برای شهدا،امام شهدا و نه برای ولایت(که همینها هم اصل و اساسند)برای خودمون بیایم و بعد برای رفع مشکلاتمون تو قالب همین نظام فکری بکنیم .

با سگها و گرگهایی مثل  امریکا وانگلیس(با عرض معذرت از پیشگاه همه سگها وگرگها)،فقط باید قدرت و وحدت رو نشون داد و چخشون کرد وگرنه بیشتر پاچه مونو میگیرن .

 



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 22:40 | نویسنده : احمد طالبیان |

سوال این بود: انقلاب برای من چه کرده؟

علی گفت انقلاب به پدر من که کارگری و کشاورزی میکرده و خودش میگه رعیت ابوالفتح خان بوده است و جان و مالش در گرو اراده ی خان ، همه چیز داده ...علی ادامه داد: پدرم میگه اون روزها من اسم و نامی نداشتم، من رو(( رعیت ابوالفتح خان ))صدا میزدند.... علی لبخندی زد و گفت:لابد اگه الان هم اون زمان بود،منم میشدم ،پسر رعیت ابوالفتح خان !!!اما حالا من علی ام ....پدرم میگه انقلاب به من شناسنامه داده مثل پدری که اسم بچه شو،بارها و بارها بهش هجی میکنه،تا فرزندش ،یه روز با افتخار بگه من فلانی ام....

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ | 0:35 | نویسنده : احمد طالبیان |

رفته بودیم خانه پدر شهید اصغر اعتمادی ،چند سوال از او پرسیدم که دلم میخواهد اینجا بنویسم ،شاید کسی خواند و تصمیم کبرایی گرفت:

*پدر جان! از خصوصیات بارز شهید اصغر اعتمادی بگو:

-شهید علاقه عجیبی به امام خمینی(ره) داشت،انقدر که وقتی کسی به امام توهینی میکرد،اگر میتوانست ممانعت میکرد و اگر نه گریه میکرد

میگفت:دلم میخواهد کسی که امام را دوست ندارد در تشییع جنازه ام نیاید

*پدرجان !از مردم چه میخواهی:

-        بعضی مردم زخم زبان می زنند که خانواده شهدا خورده اند و برده اند فبعضی ها حتی رودر روی من هم میگویند،به انها میگویم ،بیایید و زندگی ما را ببینید،چه کسی به ما چیزی داده

-        *پدرجان! از جوانان چه میخواهید:

-        تابع امر امام خامنه ای باشند ،همین

-        *پدر جان اگر به گذشته بازگردید،باز هم پسرتان را به جبهه میفرستید؟

-        البته که میفرستم ،مگر خون فرزندمن از خون سایر فرزندان این مرز وبوم رنگین تر ؟

-      *  از دیگر خصوصیات بارزشهید،چه در ذهن دارید؟

-        یادم هست هر وقت لباس نو برای او میخریدیم،اغلب نمیپوشید،میگفت اینجور، مثل بقیه مردم هستم ،مگر لباس پاره و وصله زده چه اشکال دارد

به مادرش میگفت نمیخواهم با پوشیدن لباس نو ،مورد حسرت دیگران شوم

او معتقد به همه ی اسلام بود

پرکار و تلاشگر بود

هرگز از ما توقع مادی نمیکرد،هیچ توقعی!!

اهل نماز شب بود

بعد از شهادتش ، یک روز در روایت فتح دیدیم که راوی از نوجوانی به نام اصغر اعتمادی میگفت:که در خلوت خود با گریه و زاری از خدا مغفرت و شهادت میخواسته است

 

شادی روح شهدا مخصوصا شهید اصغر اعتمادی صلوات و فاتحه

 



تاريخ : جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ | 23:38 | نویسنده : احمد طالبیان |

و حالا سی و شش ساله شدی ،وجودت مثل معجزه است ،وقتی از میان اتش و دود سر براوردی و گفتی هستم ،در حالیکه همه دشمنانت برای بزم نبودنت تدارکها دیده بودند ،حالاسی و شش ساله هستی و چشمان متحیر دشمنانت نزدیک است از حدقه دراید، وقتی از میان انفجارها و ترورها بیرون امدی و فریاد زدی هستم و میمانم 

حالا سی وشش ساله هستی و وقتی انهایی را که نمیخواستند باشی و انهایی که برای بودنت سر دادند را در کفه های ترازو میگذاری، انوقت میبینی چقدر اراده ها و تلاشهای برای نبودنت بر بودنت میچربد و اصلا راستش را بخواهی کفه عزم نبودنت بسیار سنگین تر است ،حالا سی و شش ساله ای  و انقدر در فتنه ها رشد کرده ای که بتوانی فتنه بزرگ88 را هم از سر بگذرانی.

حالا سی و شش ساله ای و خیلی ها را اقای فلانی کردی و مردمانی را که روزگاری با نام خان خود، نامیده میشدند و خانشان هویتشان را معلوم میساخت ،را به جایی رساندی که امروز حتی فرزندانشان را هم به نام و نشان خودشان میشناسند نه نام پدرشان !!

حالا سی و شش ساله شدی و از کشوری که وارد کننده پزشک هندی بود کشوری ساختی که نانوتکنولوژی و علم سلولهای بنیادین و ماهواره امید و دانش هسته ای دارد و جراحیهای پیشرفته دنیا راانجام میدهد....

حالا سی و شش ساله ای و انگار انقدر بوده ای که فراموشت کرده ایم ،که یادمان رفته چه بوده ایم و چه هستیم که یادمان رفته حق توحش گرفتنهای آن ور آبی ها را ،که یادمان رفته ورود بی وقت و بی اجازه سفرای غربی را به دربار شاه این مملکت، که تو امروز انچنان کردی، که هیمنها  برای ورود به یک وجب خاک این کشور، باید با احترام رفتار کنند، که اگر نکنند پهباد پیشرفتشان را مینشانیم و شناور گشتشان را دستگیر میکنیم و علنا هم میگویم که کار ماست....

و حالا سی و شش ساله ای و از ایران که روزگاری مسابقه ای جهانی برای گرفتن امتیازات ومنابعش اش بود ،که گاو شیرده خاورمیانه و پاسبان منافع غربی ها لقبش، کشوری ساختی که امروز در معادلات سیاسی و اقتصادی و علمی حرف برای گفتن دارد نه امتیاز برای دادن!!

حالا سی و شش ساله شدی و تو هستی و اگر قرار بر رفتن باشد این ماییم که میرویم ،زیرا تو متصل به خون شهدایی هستی که نامشان برای ابد بر تارک دنیا نگاشته شده است



تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 23:59 | نویسنده : احمد طالبیان |

انتشار آلبوم خواننده زن انهم در ایران ، انهم توسط وزارت ارشاد ، شاید با خودش پیامهای مختلفی را داشته باشد

شاید میخواهد بگوید جریانی که از اول انقلاب سایه به سایه، انقلاب را تعقیب کرده است و هر جا هم توانسته، در عرصه سیاست و فرهنگ و اقتصاد خودی نشان داده است، بار دیگر با این حرکت ،نشان داد دقیقا دنبال چه است! این جریان خزنده ،تنها دنبال کرسی های مجلس یا صندلی ریاست جمهوری یا خبرگان رهبری نیستند ، بلکه دنبال تسلط بر اصل و محتوای انقلاب و دگرگونی محتوایی ان است .....

شاید هم میخواهد بگوید سیاست بالاخره راه خودش را از هر کجا که باشد باز میکند ، اگر نتواند از راه شکوفای اقتصاد و تکیه بر نیروی مردمی ،رای اوری کند، دست به اعمال ایذایی میزند ،مثلا حصر خانگی عوامل فتنه را به میان میکشد و خواندن یک زن را دست آویز قرار میدهد،تا طیفی که قشری نگر و سطحی بین هستند را جلب نماید

اما یک احتمال دیگر را هم میشوددر نظر گرفت ، دملهای چرکینی که سالهاست بر اثر عدم توجه کافی و وافی به هنر و ادب این مملکت شده است دارد سر باز میکند! ما داریم برای غفلت از عرصه ی مهمی همچون فرهنگ،هنر و ادب چوب میخوریم

به هر حال وقتی تعریف درستی از هنر و فرهنگ نداشته باشیم ، هر چیزی میتواند جنبه هنری و فرهنگی پیدا کند حتی خواندن یک زن !!

وقتی تعریف درستی از جایگاه زن در جامعه نداشته باشیم و شانش را نشناخته باشیم ،انچه میشود همین است ،یعنی خواندن یک زن میشود حرمت زنان !!!

کاش قشری که مورد نظر این سناریو هستند بتوانند تحلیل کنند و پشت صحنه ی  این سناریو را درک کنند !!

و کاش سیاسیون ما خط قرمزی را هم برای مطامع سیاسی خود قایل بودند ......البته کاش!!

 

 


برچسب‌ها: خواننده زن , انقلاب , خبرگان , مجلس

تاريخ : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 0:17 | نویسنده : احمد طالبیان |

این روزها با ورود تکنولوژی های نوظهور و پدیده های فرهنگی جدید مانند اینترنت و گروههای اجتماعی مجازی و شبکه های ماهواره ای و تلویزیونی و ......ما شاهد شکل گیری هویتی جدید در ادمها و جوامع هستیم این میان، شهرستان شههربابک هم بی نصیب از این تاثیرات نبوده و نیست ،اینکه چقدر ما توانسته ایم این پدیده ها را مدیریت کنیم و چقدر ما بر انها مسلط هستیم و چقدر انها بر ما مسلط هستند؟؟،جای بحثش اینجا نیست،اینکه تاثیر این ابزار کوچولو بر دیدگاه ما نسبت به زندگی موثر بوده است   یا نه و تعریف ما را از مفاهیم اساسی زندگی مانند خدا،دنیا، خوشبختی،لذت،شادی،زیبایی ،زشتی،خوبی و بدی تغییر داده اند یا نه و این تغییر اخرسر به کجا ختم میشود ؟هم جای بحثش اینجا نیست ،این مجال کوچک میخواهددر مورد یک تاثیر را از تاثیرات این ابزار بر سبک زندگی ما کمی بحث کند:

 


برچسب‌ها: شهربابک , بازی , بومی , فضامجازی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ | 11:57 | نویسنده : احمد طالبیان |

سوالات و شبهات در مورد جمهوری اسلامی ایران زیاد است بخشی از شبهات واقعی هستند و واقعا هم هستند و برخی ساختگی و حاصل شانتاژ و شارلاتان بازی و سرمایه گذاری دشمنان این نظام جوان سی و اندی ساله هستند به هر طرف که میروی با شبهه و سوال مواجه میشود از مذهب شیعه یا سنی گرفته تا وضعیت سیاسی و نقش ولایت فقیه و چرا فلان اقای انقلابی خودش شده یک مانع و چرا ... و چرا و چرا

انقدر شبهه هست که مثل بمباران میماند و ادم را یاد خاطرات شلمچه در دوران دفاع مقدس میاندازد که خاکش را مثل زمین کشاورزی وجب به وجب شخم زدند و از شیمیایی زدن و بمباران لحظه ای دریغ نکردند

اما من قصد ندارم به تک تک این شبهات جواب دهم بلکه می خواهم به همه انها یکجا پاسخ دهم برای همین تمام این شبهات را در چند شبهه خلاصه میکنم :

 


برچسب‌ها: انقلاب , شبهه , انقلاب اسلامی , نان , ولایت فقیه

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 19:0 | نویسنده : احمد طالبیان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.