آپلود عکس صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
لینک دوستان

خطاب این متن به دخترکان و زنان  ساپورت پوش و اندام نمایان خیایان و مجالس است !خطاب این متن به زنان و دخترانی است که با حضور تحریک کننده خود درجامعه ،تخم شهوت و بی بندباری می کارند،خطاب این متن به موهای بیرون ریخته و اندامهای زنانه ای است که آتش به جامعه میاندازندو مسابقه زیبایی در فضای اجتماع راه میاندازند،مسابقه ای بی پایان !زیرا زیبایی نسبی است و در بند سلیقه ها!!

بله با توام ، اگر روزی مرد ایرانی که نماد تعهد و وفا و عشق ورزی است، به موجودی بیتعهد  ،دمدمی مزاج و بی وفا تبدیل شد، حق نداری ،یک کلمه هم اعتراض کنی و یک قطره هم اشک حسرت بریزی!

اگر روزی مرد ایرانی که نماد غیرت و از خودگذشتن در راه ناموس است و در تاریخش نشان داده، برای یک تار موی تو و امثال تو ،خون به پا میکند ،به موجودی بی غیرت (از همان نوعش که در کشورهای همسایه میینیم )که اگر تو را به اسیری و کنیزی بفروشند ، در مقابل تعرض به تو، نه از تو! که حتی جربزه دفاع از خودش را هم نداشته باشد، آنروز حق نداری ،فریاد بزنی ،فقط باید تماشاگر باشی و تسلیم کنیزی شوی!

اگر روز مرد ایرانی که به خانواده دوستی و خانواده داری ،شهره عالم است و برای اسایش خانواده اش از جان و راحتی و اسایشش میگذرد ،به فردی تبدیل شد که خانواده برایش اولویت چندم هم نبود و هرگز زیر بار بچه و همسر و زندگی نرفت و به اشاره ای زندگی و خانواده اش را ترک کرد! حتی حق نداری بپرسی چرا!!

اگر روزی مرد ایرانی که نماد چشم پاکی و عفت  و اسطوره ی مردانگی است و یوسفهای بسیاری را به دنیا معرفی نموده، به مردی لاابالی که دائما در پی تنوع جنسی و تنوع عشقی روان است و چشمش انقدر هیز بشود که با ولع پایان ناپذیر، سیراب از هرچند تعداد از زنان و دخترکان نشد،اگر انروز امد که ازدواج و پیمان با مرد ایرانی به قراردادی جنسی و اقتصادی تبدیل شد ،نه پیمانی عاشقانه ...اگر انروز رسید که نتوانستی به پای هیچ مردی عاطفه و عشق زلال زنانه ات را بریزی از ترس کلاه رفتن بر سرت،حق نداری ، حتی یک کلمه سرزنش آمیز بگویی

اگر انروز امد و دیدی در طوفانهای اجتماعی تنهای تنهایی و تا وقتی خریدار داری ،که بر و رویی داری و مثل یک جنس و کالا نگریسته شدی و .....حق تو فقط یک اه از عمق جان است و بس... هیچ حقی برای هیچ کاری نداری

زیرا تو امروز بذری را می کاری که فردا محصولش جز اینها نیست!پس سکوت و مرگ ارزشها سهم تو از فرداست ...

 

 

[ دوشنبه نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 10:11 ] [ احمد طالبیان ]

(

(هوالسّریع الرضّا))

(اختر هشتمین)

قطـره را کـی قـا بل اوصـاف قـطـب دین بُوَد

جنـبـه ی جـود و جمالش جلوه ی یاسـیـن بُوَد

 

                               آنکـه اذنش آهـو آزاد از اسارت کــــــرده  است                                                 شمع شبهای شفا عــت، شـمس شـاه دیـــن بُوَد

 

زائـــران زنـد ا نـی زلــف و ضـریــح نازنـیـن

ضامن آهــــــو ضمانت نـامه اش تضميـن بـُوَد

 

در گـهـش درمـان درد دردمـندان گـشته ، چون

زخـمـی زنجیرِ زهــر زاده ای از کیـن بــــــُوَد

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:18 ] [ احمد طالبیان ]

قاتل در کمتر از چهار ساعت دستگیر شد

اتشنشانی در سال جاری بیش از دویست ماموریت موفق داشته است

در زلزله اخیر نیروهای امدادی موفق شدند جان صد نفر را که زیر اوار مانده بودند را نجات دهند

تعداد معتادینی که با کمک دولت موفق به ترک اعتیاد خود شدند و دامان جامعه برگشتند بیش از دو هزار نفر است

دزدان خانه پیرزن بعد از سه روز متواری شدن ،بالاخره دستگیر شدند

اینها تیترهای تقریبا هر روزه مجلات و روزنامه های ماست!! میشود به این تیترها، بسیار افزود، مسایل و اسیبهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی که تیر می شوند و رونق روزنامه نگاران و مجلات، تا کسی ترغیب شود و پولی بابت خواندن اینها بپردازد البته بحث من اصلا معضل حاشیه نگاری روزنامه ها نیست یا نمیخواهم در مورد مردمی بگویم که وقت و عمر خودشان را پای خواندن این طور مطالب میگذارند و با علاقه انها را دنبال میکنند،یا نمیخواهم بگویم چرا باید بعضی رسانه ها برای فروش بیشتر امنیت فکری مردم را به خطر بیاندازند و سیاهنمایی کنند

 


ادامه مطلب
[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:25 ] [ احمد طالبیان ]

انگار دنیا هالیوود امریکایی هاست برایش سناریو مینویسند و سیاهی لشکر و جلوه های ویژه تعیین میکنند و کارگردانی میکنند و بازیگران خود را از سراسر عالم برای ایفای نقش فرا میخوانند ، یکی از این استودیوهای فلیم برداری کشورهای اسلامی هستند عراق و سوریه و بحرین وافغانستان .... سناریوی تضعیف اسلام و اسلام هراسی و پروژه امنیت سازی اسرائیل در دستور کار است و نویسندگان هالیوودی به سبک فیلمهای غرب وحشی مینویسند  وصحنه به صحنه توسط بازیگران وهابی و سلفی بر روی صحنه به نمایش درمی آید،جلوه های ویژه این فیلمها عالی است چنان واقعی که ادم فکرش را هم نمیکند که واقعی نباشند صحنه سر بریدن کودکان و تجاوز به زنان و کشتن مردان ، جلوه های بدیع در عالم سینمای هالیوود!! فقط یه مشکل کوچک وجود دارد انهم تاریخ است تاریخ نشان داده انهایی که برای دنیا سناریوی در ژانر وحشت مینویسند یک روز خودشان قربانی صحنه های واقعی فیلمهایشان میشوند، تاریخ نشان داده خون کودکان معصوم و زنان عفیف و پاکدامن را هرگز از خاطر نمیبرد ،هر چند سالها و سالها بگذرد .

هر چند سالنهای سینماهای شما در غرب رونق میگیرد و هر چند به لطف بازیگران وهابی متبحر خود ،گیشه هایتان گل میکند،شیطان پرستی خریدار پیدا میکند وفروشتان بالا میرودو البته جیبهایتان از دلار و نفع باد میکند اما خون مظلوم را دست کم نگیرید چون پایان این سناریو را شما نخواهید نوشت ،بلکه کس یا کسان دیگری هستند که این سناریو را به پایان میبرند....... 

[ شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:24 ] [ احمد طالبیان ]

                                     (( هــــــــــــــــوالشــهـــیـــد ))

                                        (..پــــرواز پــــرســتـــــو )

             دیدی که شهر زنــــــده شد و غوغا به پا کرد

                                             با استخوانی جان گرفت ، حــــق را صدا کرد

            خـــــــــــوب آمدی جان برادر ، استخو ا نت

                                              شاید پــَرانــَـد خــــواب را از این جماعت

            با دســت بـسـتـه بــنــــدهای دل گـُسـَسـتید

                                              دل را به مـــولا (عج) داده از دنیا گذشتید

        


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 0:12 ] [ احمد طالبیان ]

                                 ( به نام خـــــداوند خـــــالـق مـــــهـدی )                                                     

      جبهه،جنگ،مسجد،سنگر ،رزمنده،همرزم، همکلاسی ،آسمان، آسمانی، نماز، خدا و عشق...

... همه چیز تازه زنده شده بود . انگار خورشید از نو متولد شده بود.تابشش با همیشه فرق داشت. می تابید ،نه برای

این که باید می تابید. انگار می خواست خدا را ،به تار و پود کائنات هدیه دهد.بزرگ بود،سایه اش را همه با تمام وجود

حس می کردیم.رنگش ،رنگ خدا بود.


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:9 ] [ احمد طالبیان ]

2000،400......500000،8000اینها اعداد هستند یک عدد و چند صفر که به انها هیبت داده اند اینها به تنهایی معنایی ندارند! هر کس میتواند هر تصوری درباره این اعداد بکند،یک نفر میتواند با مقیاس پول به این اعداد بنگرد و جلویشان واحد دلار و یورو بگذارد،یکی شاید در کار کیلو و تن باشد و یکی ....... اما این اعداد وقتی جلویشان واحد نفر قرار بگیرد ،همه نگاهشان نسبت به صفرها و عددهایشان تغییر میکند 200نفر ،400 نفر یا 500000نفر ...بعدش یک سوال ،همه وجود بشریت را میگیرد و ادم اگر ادم باشد میپرسد 200نفر یعنی چه ؟

و اگر اخر سر کلمه قربانی ،یا مقتول یا ذبح شده را به عبارات قبلی اضافه کنید ،دیگر فریاد و درد برمی اید کجا ،کی ؟

اینجاست که باید از این اعداد رمز گشایی شود 2000 نفر در عراق و سوریه به وسیله داعش سربریده شدند،400 نفر ایزدی از بندگان خدا و از افریده هایش ، در عراق به اسارت درامده اند و زنده بگور شدند ،8000 عراقی به صورت دسته جمعی به قتل رسیده اند و 500000عراقی بی گناه در حمله امریکا به عراق کشته شده اند

حالا اعداد دیگر چند عدد و صفر نیستند،بلکه هر کدامشان دنیاها و ارزوها و خوشیها و ناخوشیهای پدر و مادر و بچه ها و دختر بچه هایی هستند که در بازی سیاست و نفت و کثافت ،نابود شده اند

همان بازیهایی که ،اسباب بازهایش کلمات دهن پرکنی مانند حقوق بشر و ازادی است و شهربازیشان هم سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری است

بحث بر سر اعداد و ریاضی و حساب و کتاب است ،نمیدانم چرا سازمان ملل یک دوره ریاضیات برای کشورها مدعی حقوق بشر نمیگذارد انها احتمالا بلد نیستند تا 200ادم را بشمارند ،انها مفهوم یک پدر،یک مادر و یک خانواده را نمیدانند انها نمیدانند.........

 

حالا اعداد قصه ما زبان دارند،تاریخ مینویسند و روز قیامت تک تک این اعداد حرفها خواهند زد .....

 

[ شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:8 ] [ احمد طالبیان ]

این روزها بوی عطر شهدا در کوچه پس کوچه های شهرهای ایران پیچیده است ،انها بعد از سالها برای رساندن پیامی امد اند! شاید اگر به خودشان بود و اگر احساس وظیفه نبود، ترجیح میدادند در زیر گل و لای و خاک بمانند ،تا اینکه به شهرهای نم وارد بشوند، اما کدام پیام ،انها را دو.باره به میدان نبرد کشیده است ؟

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 8:24 ] [ احمد طالبیان ]
  تزویر به شما امان میدهد تا مقاومتتان را

 

بشکند ،تردید نکنید بعدا گردنتان را میزند .

 

 

        " وحـــــــــــدت کــلــمــه"

[ دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 19:19 ] [ احمد طالبیان ]

گفت : شما دیگه شورشو دراوردید ،چی میشه ادم اهل بزن وبرقص و اینور و اونور باشه ،اهل نماز و اسلام هم باشه،چی میشه اهل عشق بازی با دختر و حال و حول باشه، سر وقتش نمازش رو هم بخونه، اقا ! اصلا هر چیزی جای خودش،مسجد جای خودش ،میکده هم جای خودش...

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 7:48 ] [ احمد طالبیان ]

این روزها شایعه حضور مک دونالد در ایران به گوش می رسد ،فروشگاه زنجیره ای امریکایی که از پیش قراولان اقتصادی امریکاست ،این فروشگاه در سراسر جهان سی و پنج هزار شعبه دارد ... اما در این مجال کوتاه میخواهیم پیامد حضور این فروشگاه را در ایران بررسی کنیم :

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 8:13 ] [ احمد طالبیان ]

حاج اقا قرائتی در بحث ولایت فقیه قریب به این مضمون می فرمودند : بعضی ها میپرسند این ولایت فقیه را دیگر از کجا اختراع کردید؟؟ رئیس جمهور هست، مجلس هست، دیگر این چه حکمتی دارد، که کسی به نام ولایت فقیه هم باشد ، بنده می گویم در همه دنیا ولایت فقیه هست و این را مااز خودمان درنیاورده ایم ،همه جا، حتی در کشورهای بی دین و لامذهب هم ولایت فقیه هست،ولایت فقیه به معنای اینکه کسی باید در مسائل حساس و اختلافات بنیان کن، که ممکن است اساس یک کشور را برباد دهد،حرف اخر را بزند، در همه دنیا هست!! فقط اسمش متفاوت است، یکجا اسمش دادگاه قانون اساسی است، یک جا پادشاه،یکجا دیوان عالی کشور و.....

ما افتخار این را داریم، که این شخص ،در کشورمان شخصی است که فقیه و خداترس است ، نه خریدنی است و نه ترساندنی و نه در لابی ها و معاملات قدرت میشود دورش زد ، ما مفتخریم کسی را به عنوان ولایت فقیه انتخاب کرده ایم، که احکام الهی و قران و اهل بیت(ع) را سرلوحه کارش قرار داده، حالا هی بگویند، شما این ولایت فقیه را از کجا اورده اید، بحث ولایت فقیه مثل بحث تقلید است ،هیچ کس در عالم نیست که تقلید نکند، همه ما مقلدیم یعنی در اموری که سر رشته نداریم، به متخصص رجوع می کنیم ،حالا مثلا در یک سرماخوردگی ساده ی ادمها ، که مربوط به جسم ادمهاست ،همه معتقدند باید به متخصص ،یعنی پزشک ،انهم خوبش ،رجوع کرد،در بحث دین و رذایل اخلاقی ادمها(که میبینیم در عراق و سوریه و افغانستان،این حیوانیت ادمی و رذایلش چه جنایاتی مرتکب میشود)نیاز به متخصص نیست؟؟

 

[ دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 10:52 ] [ احمد طالبیان ]

یکی از اشتباهات فاحش تربیتی در خانواده که به وفور هم دیده می شود عدم لحاظ جنسیت در تربیت است، که مشکلات و تبعات آن بعدها در زندگی فرد ظاهر می شود و به کابوس فرد و جامعه منجر می شود، در خانواده هایی که دختر و پسر دارند همان رفتار و گفتاری که با پسر می شود با دختر هم می شود که اشتباه است، به دلیل مظلوم تر بودن و مهمتر بودن دختران می خواهم در مورد دختران و یکی از فاکتورهای مهم تربیت در آنها صحبت کنم:

امروزه دیگر کسی شک ندارد دنیای زنانه و مردانه دو دنیای متفاوت هستند که فاکتورهای خاص خودشان را دارند (که جای بحثش اینجا نیست) به همین دلیل رفتار و گفتار و حرکات تربیتی هر کدام باید براساس این خصوصیات طراحی شوند، مثلا در گفتار تربیتی در خصوص دختران باید همواره از کلمات با بار عاطفی بالا و لطیف استفاده شود و باید دختر را از حیث این کلمات سیراب نمود تا بعدها با این کلمات ،فریب شیادان را نخورند و هینوتیزم واژه های جادویی :مثل دوستت دارم، فدات بشم، از همه زیباتری، و غیره نشوند و بتوانند پس از شنیدن این کلمات از توان عقلی و فکری خود استفاده کنند و گوینده را ارزیابی کنند نه کلمات گوینده را !! چقدر خوب است این واژه ها با بار معنایی و عملیاتی بالا دایم در زندگی برای دختران گفته شود، و چه صحنه زیبایی است وقتی پدر خانواده از کودکی به جای پدر، دوست دخترش باشد و این کلمات را عاشقانه بگوید، آن وقت شاهد انحرافات دختران معصومی نیستیم که فقط به امید یافتن منبع این کلمات، خود را به مهلکه می اندازند و آخر سر، آنها را پوچ می بینند ...

[ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 10:12 ] [ احمد طالبیان ]

بر خلاف تصور و برداشت بعضی ها از مذاکرات هسته ای که انرا باب تازه ای در روابط ایران و امریکا میدانند و نظرشان این است کمی دشمنی و خباثت امریکا تلطیف شده است ،ما هیچ وقت حتی انزمان که ،امریکا از شاه حمایت میکرد و با حمایت او این دیکتاتور خونخوار به جان ملت ایران افتاده بود و یا زمانی که از صدام برای حمله به ایران با تمام وجود حمایت میکرد و علنا در برخی موارد با ما وارد جنگ گردید و حتی میخواهم بگویم زمانی که هواپیمای مسافربری ما در هوا منهدم کرد و ان جنایت فراموش نشدنی را مرتکب شد.....به دشمنی و به فهم عداوت امریکا نزدیک نشده ایم و از نزدیک این عمق کینه را حس نکرده ایم !!این مذاکرات به فرمایش مقام معظم رهبری یک تجربه بود،ان تجربه برای بی تجربه ها و فراموش کرده ها،تکرار همان خباثت امریکایی از نوع دیگرش در قالبی، غیر از بمب و گلوله و ... است ،بلکه از نوع لبخند و گفتمان و دیپلماسی بود.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 8:14 ] [ احمد طالبیان ]

چرا بعضی جوانا ن  و حتی میانسالان ما به سمت انحرافات جنسی پیش می روند ؟ چرا تشنگی و ولع خاصی نسبت به سکس (از هر نوعش و هر شکلش)  در بعضی جوانان ما وجود دارد ؟ چرا رفتارهای پر خطر جنسی در بین بعضی جوانان، زیاد شده است؟؟ چرا توجه به رسانه هایی که جذابیتهای سکسی و نیمه سکسی دارند، برای بعضی ها مهم شده است ؟؟ رسوایی های اخلاقی چرا رایج شده ؟؟

و سوالات مهم دیگر: راه حل چیست؟؟آیا راه حلی که امروز ما پیش گرفته ایم و بر مبنای ان سکوت وسرکوب و انکار اختیار کرده ایم ،مفید است ؟؟ آیا راه حل این است که بگوییم جوانان عزیز تقوا داشته باشید و عفت پیشه کنید؟؟ آیا گسترش تعداد شبکه های داخلی و اوردن دیجیتال به شهرها می تواند پاسخگو ومقابله کننده با شبکه های برون مرزی با آن جذابیتهای غریزی و جنسی باشد ؟؟

قبول دارید که جواب روشن و واضح به این سوالات کاری بس مشکل است ؟؟زیرا هم از ابعاد گسترده ای برخوردارند و هم بدلیل سکوت جنسی که در کشور ما وجود دارد خلاء تحقیق و بررسی عمیق در موردشان کم است یا اصلا بگوییم نیست بهتر است....اما پرسیدن همین سوالات خودش برای اهل دلسوزان برای جوانان راه گشاست ،بنده می خواهم از دیدگاه خودم به این سوالات پاسخی کوتاه دهم ، به عقیده من هر مشکل فرهنگی ،سیاسی،اقتصادی و... را اگر ریشه یابی کنید و آن را تا منشا دنبال کنید مطمئنا به نقطه ای میرسید که خواهید دید منشا آن معضل،یک حکم یا چند حکم تعطیل شده الهی است ، یعنی هر جا بشر دوپا از احکام الهی(چه اسلام چه مسیحیت چه یهود و..) فاصله گرفته و سعی کرده راه من دراوردی برای مسائل اجتماعی  و فردی بیابد، منشا یک انحراف و در اینده یک بحران شده ، اگر با این دید به سراغ سوالات بالا برویم باید دنبال احکامی بگردیم که در رابطه با مسائل جنسی در اسلام مورد غفلت قرار گرفته یا درست و حسابی انجام نشده ..... باید بگویم دین اسلام ، دین سرکوب امیال نیست ،دین (نه) گفتن و انکار کردن لوازم طبیعی بدن انسان نیست !اسلام کاملا قبول دارد انسان نیمی حیوانی دارد که همان غرایزش است ، اسلام در صدد نفی غرایز نیست بلکه در جستجوی راهی درست ، برای به خدمت دراوردن این اسب سرکش و چموش است تا به وسیله همین اسب انسان را تا بالاترین مراحل انسانی برساند،

و اسلام برای این اسب هم غذا تهیه دیده است و هم مربی تربیت گذاشته است ،پس اجمالا در پاسخ به این سوالات این جوابها را حذف کنید: جوانان عزیز لطفا جلو خودتان را بگیرید ، نگاه نکنید،اگر اینکار کنید جهنمی میشوید، ببینیند فلان کس را در تاریخ چقدر چشم پاک بود و به کجا رسید.......

پاسخ درست و راه درست ، فکر کردن به راههایی است که این غریزه را تامین کند از راه حلال و شرعی ،راهی کنترل شده و تحت نظارت خانواده ها و اشخاص معتمد، راهی که بتواند این تشنگی را در مسیر درست هدایت کند و آن را سر و شکلی دهد که اینده فرد و اجتماع به باد نرود ، آن راه احیای احکام اسلامی جنسی است ، احکامی که در دل خود هم انسانی هستند و هم برطرف کننده نیاز حیوانی .

هشدار می دهم به همه مسئولین و دلسوزان و خانواده ها و ...که اگر همین طور پیش برود روزگاری می اید که شما با کمال میل حاضر خواهید بود این احکام را اجرا کنید، ولی دیگر جوانان از شما قبول نمیکنند، چون چنان در انحراف فرو میروند، که راه درست  ارضا را از شما قبول نمی کنند ، روزگاری می اید که شما به التماس بیفتید ، اما دیگر بعضی جوانان قانع به سکس با یک نفر در ان واحد نباشند و حتی هم جنس بازی و ازدواج با حیوانات در جامعه پدید اید ، روزگاری می اید که از خانواده فقط پوسته ای می ماند و هیچ محدوده ای و حصاری نمی تواند انرا ازگزند بی وفای، جنایات جنسی، حفظ نماید ...

 

برای ان روز از امروز فکر کنید ، اسلام را انطور که هست اجرا کنید ، از جامعه و حرامهای قومی و قبیله  ای نترسید.......احکام شرعی جنسی،را اجرا کنید تا مشکل حل شود، به امید انروز

[ یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 7:42 ] [ احمد طالبیان ]
ماجرای اول:

فرمانده کانال از پشت بیسم گفت: عمار...!عمار...! یاسر...!،وضعیت خیلی خرابه عراقی ها دارن محاصره مون میکنن ، تکلیف چیه؟ فرمانده عملیات گفت: یاسر....!یاسر....! عمار ....! بایدبه هر قیمتی که شده کانال رو حفظ کنین وگرنه سه هزارنفر از نیروی ما قیچی میشن ..

اونوقت معلوم نیست بتونیم شهررو حفظ کنیم و .... یه مشت مردم بیدفاع و زن و بچه می مونن و بعثیای خونخوار......فرمانده کانال گفت: حاجی به ما چه؟خودشون اون بالا نشستن دستور میدن ، قیمتای بالا، قیمت دلار هم که نگو .....اونم از رئیس جمهورمون ،بنی صدر که نه مهمات میده، نه اذوغه،آقا! ما نون خوردن و آب نوشیدن تو این خراب شده، نداریم ...... جنگ با چی؟؟ برای کی؟؟ آقا ما نیستیم

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:13 ] [ احمد طالبیان ]

خطاب این متن به دخترکان و زنان  ساپورت پوش و اندام نمایان خیایان و مجالس است !خطاب این متن به زنان و دخترانی است که با حضور تحریک کننده خود درجامعه ،تخم شهوت و بی بندباری می کارند،خطاب این متن به موهای بیرون ریخته و اندامهای زنانه ای است که آتش به جامعه میاندازندو مسابقه زیبایی در فضای اجتماع راه میاندازند،مسابقه ای بی پایان !زیرا زیبایی نسبی است و در بند سلیقه ها!!

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:52 ] [ احمد طالبیان ]

میلیاردری به کودکش گفت: میخواهم تو را به آرزوهایت برسانم،آرزو کن،پسرک فکری کرد و آرزوی ماشین کوکی کرد، پدرش به او گفت میخواهی برایت یک ماشین واقعی آخرین سیستم بخرم؟یا خانه بزرگ چند طبقه میلیاردی بگیرم؟فلان همسر زیبا را به وصلت برسانم؟،فلان غذای کمیاب و بی نظیر را برایت تهیه کنم؟پسرک که درک نمی کرد اینها یعنی چه ،در پاسخ همه این آرزوها گفت : نه !من همان ماشین کوکی را میخواهم ....

رسم میهمانی رمضان ،هم همین سوالات تکراری اما عمیق و حساب شده است ،میزبان از میهمان به رسم دیرین میهمانی رمضان میپرسد :چه میخواهی؟چه میخوری؟چه مینوشی؟چه میخواهی ببینی؟چه میخواهی بشنوی؟چه میخواهی بگیری؟چه.....؟و در واقع این (چه )ها منوی ماه رمضان هستند!هر روز و هر لحظه ،در ماه رمضان پرسیده میشوند، میزبان انقدر سخاوتمند است که حد و حساب ندارد...اما افسوس که میهمان، یا ارزوها و خواسته هایش کودکانه است،یا اگر ظاهرا ،ارزوی بزرگی داشته باشد ، ظرف وجودش اندازه این آرزو نیست و شاید ظرف وجودش انقدر الوده است ،که نمیشود آرزوهای پاک و بزرگ انسانی  را در ان ریخت! برخی بزرگان ،هم یکسال (یعنی از ماه رمضان گذشته تا ماه رمضان اینده) برای پاسخ مناسب به همین( چه) ها خودشان را  آماده می کردند...

به هر حال راه استفاده از ظرفیتهای بزرگ و بی همتای ماه رمضان ،بزرگ کردن ظرف وجود و ارزوهایمان و پاکسازی این ظرف از شهوات و گناهان و خودخواهی هاست، از طریق ترک گناه و تفکر در معنای عبادات ....

اصلا ماه رمضان امده است تا سقف ارزوهای ما را بالاتر ببرد  و ما را در حد ارزوهایمان بزرگ کند ...هنوز فرصت برای ارزوهای بزرگ باقیست .....آرزو کن روزه دار!!!

 

[ سه شنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:25 ] [ احمد طالبیان ]

یکی بچه عقابی را پیدا کرد و آنرا با خود به خانه برد و قاطی مرغهای خانگی اش کرد،بچه عقاب با مرغهای خانگی بزرگ شد و مانند انها در زمین دنبال کرم و آت و اشغال میگشت و هر از چند گاهی نگاهش به اسمان می افتاد و پرواز عقابها را در اوج اسمان نگاه  و در دل انها را تحسین میکرد و در وصف پروازشان حرفها  میزد،یکی او را دید و گفت تو هم از جنس آنهایی ،چرا پرواز نمیکنی؟او بارها عقاب را به بام خانه برد و پرواز داد اما هر بار، عقاب به لانه مرغها برمیگشت، او حالا یک مرغ خانگی بود، با همه اوصاف یک مرغ خانگی!!

 


ادامه مطلب
[ شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ ] [ 12:5 ] [ احمد طالبیان ]

                                                      ((هــــــــــــــوالعارف ))

                                                               (دام مولا )

                   ما به عشق مهر مــــــولا آمدیم                             ذره ایم و رو بــه دریـــــا  آمدیم

                  عشق را در سینه پنهان کرده ایم                          سینه را یکپارچه جــان کرده ایم

                  آه مــــــن ، ای نخلهای با وفـــــــــا                        شا هدا نِ گریــه های آشنـــــــا

                  وارثانِ نـــــــا له های مـــــــــردِ شب                      محرمـــانِ آشنای مــــــــــردِ شب

                  نکته ها دارید از دیـــــــدارِ عشــــــق                     پرده بگشا ئید از اســــــرارِ عشق

                  شب ،حـــدیثِ دردِ پنهانِ عـــــــلی(ع)                   شب ، شکوه عشق و عرفان علی (ع)

                  شب ، نگه دار همه سِــــر علی (ع)                      شا هــــــدِ ا شکِ پُــر از مهر علی (ع)

                  شب ، بلندای عظیمِ دردِ عشــــــــق                     محرمِ فـریادِ دردِ مـــــــردِ عشـــــق

                  پـــــــرده ی شب راز دارِ نـا له هــــا                      مــرهمِ زخــــــــــم ِدل مولای مـــــا

                  شب ، نگاه تازه ای بــــــــر زنــدگی                      شب ، نشا نی از خلوص و بندگـی

                  شب ، سکوتی که سکوت دل شکست                زمزمه ها ئی که بر هـر دل نشست

                  شب از آنشب شد که با مــولا نشست                   محرم اسرا دلها بـــــــــود و هست

                  در مناجات شب مولا چـــــــــه بــــــــود                   که زبان عـــرشیان را بسته بـــــــود

                  کـــــــوفه ، مهدِ بـــــــــی وفایانِ جهان                   مــــــارقین و نـــاکثین و قـــــاسطان

                   کـــوفه شهر مردم پـُـــــــــــر مــــــدعا                  شهر نــــا مـــردم ترین ا هـــــل جفا

                   کـــــــوفه بـــــــــی دینترین شهر زمین                   قتلگاه یــــــاور قـــرآن و دیـــــــــــن

                  ا بن ملجم ، بــــی صفت پَست ِ زمان                     شد وسیله تا زَند زخمی به جـــان

                  زد یکی شمشیر در محرابِ عشـــــق                     بر سر مـــــردِ حدیث ِنابِ عشـــق

                  بـــــــــــــی وفا نـــــــا مردمانِ کوفیان                     بــی صفت نــــــا لا یقان و خا ئنان

                  خـــــــون مــــــــــولا را به محراب صفا                      ریختند ایــــن دشمنان بی خـــدا

                   شام ،  ایــــن مَهدِ حریصانِ حــــریف                      شهر نـــا ایمن تــرین شهرِ کثیف

                   مـــــرکز ظلم و جفا ، بیدادٍ دیــــــــن                      مرکز بـــــی دین ترین قـــوم زمین

                    نقطه ی پـــــــــرگار قاتلهای عشق                      دشمن پــُر کینه ی مولای عشق

                    کـــــرد ظالم ، ظلم بر شیعه عجیب                      شیعه ی بی کینه ی پاک و نجیب

                     ننگ و نفرین ا بــــــــد بر شام بــــاد                    روزگار ا هــــــــل آنجا ، شام بــــاد

                     ای بشر! تا کی شَوی مفتونِ خـــود                     بر حــذر  ! زین مارِ نفسِ دونِ خود

                    ای بشر! تـــا کــــــــی زبونی میکنی                     گــــوش ِ ا بلیس درونــی میکُنـــی

                    خویشتن را بین  این همه نامردمی                       باز یاب ، ای جان ، برای یک دمی

                     راه ســــرخِ شیعه را یـــک دم نظر                       کُــــن ز روی پاکی و صـِـــــدقِ بَصَر

                     با علی (ع) این رهبر و مولای عشق                   عهد بَند ،  با حـُـرمت والای عشــق

                     پـــــــای در راه علی گــــونه شدن                      مــی گـُـذار و دَم زِ مـــــولایت بِـزَن "

                                                بار الها  سینه ی "درویش " را بـــی کینه کُن

                                               گنـــــــــــــــجها پنهان تــــــــو در هر سینه کُن

                                                                                            رمضان75 – درویش  خاکسار

                                                                                                                                             

                                                    

[ جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 10:37 ] [ احمد طالبیان ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ قصد ندارد عقیده ای را تحمیل کند یا ادعای عقل کلی کند فقط می خواهد عقاید خودش را در زمینه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی شهربابک و شاید ایران و شایدم جهان به اشتراک بگذارد همین و بس. نقل از مطالب این وبلاگ با نام نویسنده، بی نام نویسنده، با نام نویسنده دیگری مجاز است.
این وبلاگ را اگر ثواب و خیری داشته باشد تقدیم به مولای غریب و عزیزم حضرت مهدی (عج) و نایب عزیز و بر حقش امام خامنه ای می کنم تا عرض شرمندگی باشد به پیشگاه شهدای انقلاب.
لینک های مفید