آپلود عکس صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل
لینک دوستان

 

                                              ((هــــــوالنــــــور ))                                   

                                               ( ا نفجار   نور )

  ظلمت شـــب تشنه ا نوا ر پاك خور بود                جاي جـــاي خاك ايران سلطه گاه زور بود

 دشمن ناموس و دين و خاك،آن ديكتاتوري              ظلم مي كرد و ظلمش هر كجا مشهور بود

 جاي جاي خاك ايران سايه ا بليــــسيان               لحظه هاي زندگي ا ز محــــور حق دور بود

 دزدي و نا مردمي در هرمقا مي رخنه كرد               پـــــاك بودن ،با شرافت زيستن منفور بود

 دزدي ناموس و دين و دزدي عقل و شرف               دزدي اموال مــــــردم هر كجا منظور بود

 هركه بويي ازشرافت داشت در ميدان نبود               يكّه تاز خام ميدان ، فكــــرپَست و كور بود

 حـــق پرستي درمصاف ظالمان ، ديوانگي              مرز دينداري به خطِ كفـــرشان محصور بود

 آن يكي در راس قـــدرت ثروتش بي انتها              وان يكي در قاعــده در فقر ،چون مجبوربود

  رشـــــــوه ودزدي وكاغذبازي ونامردمي             گشته قانـــون و رواجش هر كجا منظور بود

 ظلم وبيــــــداد وفساد و فاصله در جامعه              حق پرستي هركجايي وصلــــــه ناجوربود

بي خدايان جمله ســــرمست از رفاه دنيوي             خـــوي ا نساني رهاكرده كه اين دستوربود

 ناگهان پيري صداقت پيشه ، با تقوا، بزرگ               بيرق حق را به دست بگرفت چون مامور بود

 سيل سيل مردمان بودوقدمهاي سِتَبــــر              عــــزم چون فولادودلهاي كه باحق جوربود

 سطرسطرلحظه ها باخون ياران ســرخ شد              ســــرخيّ خون عزيزان هركجا مسطور بود

 ديكتاتور نابودگشت و سلطنت شد واژگون               شد شكوفا غنــچه لبخند و دل، مسرور بود

 سالها بگذشت و دلها مانده در يك انتظار               انتظاراتي كه با ســـــرخيّ خون ممهوربود

 بهترين تعريف از اين انقلاب حرف ا مام                 انقلاب ما به ظلمت،  "انفجــار نــــــور " بود 

                           مانده "درويش "بادلي مملوازصدگفتني

                           ازبيان آنچه بايد گفته شد معـــذور بود

                                                                                درويش  خاكسار

[ دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 10:40 ] [ احمد طالبیان ]
با اعلام شروع به کار مدرسه ای به نام مدرسه تیز هوشان،قربانیان جدید نظام اموزشی هم مشخص شدند، البته از نظام اموزشی که درک درستی از ظرفیتها و توانایی های اسلامی و حتی بومی مردم کشورش ندارد، بیش از این هم نمی شود توقع داشت،باید هم مدرسه ای بسازد، به نام مدرسه تیزهوشان و برایش یک مسابقه دلهره اور ترتیب دهد مثل کنکور و با معیار اعداد و کلمات ،تیزهوشان را به خیال خودش جدا کند و پدر و مادرها خوشحال از این موفقیت بزرگ ،پیام نبریک و تهنیت برای معلمان دلسوز و دانش اموزان سخت کوششان تکه پاره کنند .... غافل از اینکه کسانی که به این مدارس راه می بابند ،را نمیشود با عنوان تیزهوش خطاب کرد، انها تیز حافظه هایی هستند که توانسته اند به مدد قربانی روزهای پرنشاط نوجوانی و جوانی خود ، موفقیتی اینچنینی بدست اورند.

 

و این تازه اغاز یک سفر دلهره اور، همراه با مسابقه ای مزخرف و فرسایشی برای کسب  نمرات است ،سفری که همراه با رقابتهای کاذب و دروغین ، بالا بردنهای غیر واقعی  و قربانی کردنهای نیازها و احتیاجات سن و اقتضائات روحی و جسمی نوجوانان و جوانان معصوم است.....

 

و در پایان ، نظام اموزشی ما ،محصول نهایی خودش را اینگونه تحویل می دهد:

 

 فردی با کله ای بادکرده از اطلاعات جورواجور ، که نمیداند برای چه انها را حفظ کرده یا حمل می کند.

 

فردی که از حل کوچکترین مسائل زندگی اش ناتوان است  و هر مشکل برای او بحران ساز میشود،هرچند اگر یک معادله ده مجهولی را هم جلویش بگذاری ،براحتی هرچه تمامتر حلش می کند .

 

فردی که هنوز هم در عقده ها و حسرتها ی روزهای از دست رفته ای است که دیگر به او بازگردانده نخواهد شد..... شاید در حسرت یک دست گل کوچک و زمین خوردن و خاکی شدن ،یا در ارزوی یک برنامه کارتونی بی دردسر!!! و می دانیم هر فصل از دوران زندگی نیازهایی دارد، که اگر براورده نشود و به بعد موکول شود برای همیشه در فرد خاموش میشود و همین نیازها در ساختن انسانی کامل ،نقش دارد......

 

فردی که همیشه در اضطراب است ،یا در اضطراب( صدم)های نمره،یا در اضطراب پیشی گرفتن دیگران ،یا در اضطراب فلان کتاب راهنمایی که فلانی خریده و می خواند و او باید حتما تهیه کند ،این اضطراب تا اخر عمر با او می ماند و او در خوشترین حالات زندگی اش همچنان در همین اضطرابها غوطه ور است

 

فردی که بدلیل فاصله گرفتن از اجتماع (چه خانوادگی،چه محله،چه مسجد،چه مهمانی ها) در اتاقک مجازی ذهن خودش زندگی می کند و هرگز حاضر نمیشود پایش را و حتی سرش را از این اتاقک بیرون بکشد  و دنیای واقعی را و ادمهایش را و اتفاقاتش را از نزدیک ببیند

 

حالا باید تبریک گفت حاصل و بهای یک زندگی یک مدرک است که جایزه نظام اموزشی ما به قربانی های نگون بخت خودش است ....

 

کاش نظام اموزشی ما کمی به خودش می امد ، استعداد و توان و هوش ایرانی ،نظام اموزشی ایرانی را هم میطلبد این نظام فعلی، برای این کشور ساخته و پرداخته نشده است ... به امید روزی که درس نخوانیم برای اینکه روزی زندگی کنیم،بلکه زندگی کنیم و درس بخوانیم ..

 

[ جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 23:56 ] [ احمد طالبیان ]
بازخوانی هشدارهای امام و رهبری درباره شورای نگهبان؛
اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همۀ آنها حرفی می‏‌زنند که بر خلاف حکم قرآن است، بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند.

گروه سیاسی مشرق _ قوه مقننه در جمهوری اسلامی ایران از دو رکن «مجلس شورای اسلامی» و «شورای نگهبان» تشکیل شده است؛ اهمیت رکن دوم به حدی است که رکن اول (مجلس شورای اسلامی) بدون آن اعتبار قانونی نخواهد داشت.

در قانون اساسی این نهاد تاثیرگذار وظیفه نظارت بر تدوین قوانین در مجلس شورای اسلامی و همچنین نظارت بر کلیه انتخابات کشور را دارد. این شورا موظف است صلاحیت همه نامزدهایی که جهت شرکت در هر انتخابات به جز انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در وزارت کشور ثبت نام می‌کنند را بررسی کرده و پس از آن اجازه شرکت در انتخابات را به کاندیداها بدهد.


در اهمیت این نهاد همین بس که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اعضای آن را "حافظ مصالح اسلام و مسلمین" دانسته و نسبت به کسانی که علیه تصمیمات فقهای شورا حرف می زنند، می‌فرمایند: "من به این آقایان هشدار می‏‌دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است".


*** با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست‌جمهوری و وظیفه شورای نگهبان در تائید صلاحیت‌های کاندیداهای انتخابات و اینکه انتخابات یازدهم اولین انتخابات ریاست‌جمهوری پس از فتنه 88 است، گذری بر دیدگاه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) و همچنین مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص جایگاه این نهاد تاثیرگذار خواهیم داشت.


به هیچ وجه ملاحظه نکنید/ قاطعانه برخورد کنید

امام خمینی (ره)  در تاریخ 30 تیرماه 59 در حالی که 4 روز از آغاز به کار اولین شورای نگهبان نگذشته بود، در دیدار اعضای این شورا تاکید می‌کنند که
"شما باید ناظر بر قوانین مجلس باشید، و باید بدانید که به هیچ وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمایید که صددرصد اسلامی باشد. به هیچ ‏وجه گوش به حرف عده ‏ای که می‌‏خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند،[ندهید]قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم.

...اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همۀ آنها حرفی می‏‌زنند که بر خلاف حکم قرآن است، بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا هم همین‏طور عمل می‏‌کردند؛ مثلاً موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقی داشت؟"

تمکین نکردن به نظر شورای نگهبان مخالفت با اسلام است

حضرت امام خمینی در 18 خرداد سال 1360 و در بحبوحه آشوب‌آفرینی‌های بنی‌صدر و حامیانش، کسانی که از قانون و یا مصوبات مجلس که به تائید شورای نگهبان رسیده است، تمکین نمی‌کنند را "مخالفت با اسلام" می‌دانند.

"در کشوری که قانون حکومت نکند، خصوصاً، قانونی که قانون اسلام است، این کشور را نمی‏‌توانیم اسلامی حساب کنیم. کسانی که با قانون مخالفت می‏‌کنند، اینها با اسلام مخالفت می‏‌کنند. کسانی که با مصوبات مجلس بعد از اینکه شورای نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت می‏‌کنند، اینها دانسته یا ندانسته با اسلام مخالفت می‏‌کنند.

اگر همۀ اشخاصی که در کشورمان هستند و همۀ گروه‌هایی که در کشور هستند و همه نهادهایی که در سرتاسر کشور هستند به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشمریم، هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانون‌شکنی‌ها پیش می‌‏آید. اگر قانون حکومت کند در یک کشوری[اختلافی دیگر نخواهد بود]... دیکتاتوری همان است که نه به مجلس سر فرود می‌‏آورد، نه به قوانین مجلس و نه به شورای نگهبان و نه به تأیید شورای نگهبان و نه به قوۀ قضائیه و نه به دادستانی و نه به شوراهای دادستانی و همین طور به همۀ ارگان‌ها. قانون معنایش این است که [همه] چیزها [را] به حسب قانون اسلامی، به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است، همه را، وظیفه‏‌شان را قانون معین کرده".

اعضای شورای نگهبان حافظ مصالح اسلام و مسلمین‌اند

ایشان سال‌های بعد در سخنرانی‌ای به برخی مخالفت ها با نظر شورای نگهبان در ابطال برخی از حوزه‌های انتخابی در مجلس دوم اشاره می‌کنند و با تاکید بر جایگاه رفیع شورای نگهبان و نگرانی از خطر تضعیف آن می‌فرمایند: "چنانچه مشاهده می‏‌شود پس از انتخابات مرحلۀ اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی، افرادی که نظریۀ شورای محترم نگهبان در ابطال یا تأیید بعضی حوزه‏‌ها موافق میل‏شان نبوده است، دست به شایعه‌افکنی‏ زده و اعضای محترم شورای نگهبان ـ ایدهم اللّه‏ تعالی ـ را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می‏‌نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده‌‏اند، غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی‏‌ها آن هم در دورۀ دوم مجلس و نگذشتن سالی چند از انقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بی‏‌توجه به نتایج ناروا و اسف‏بار آن باشد.

در خاتمه باید بگویم که حضرات آقایان فقهای شورای نگهبان را با آشنائی و شناخت تعیین کردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم می‏‌دانم و امید آن دارم که این نحو امور تکرار نشود. و به شورای نگهبان تذکر می‌‏دهم که در کار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خدای متعال اتکال کنید. از خداوند تعالی عنایت و رحمت برای ملت عزیز را خواستارم".

شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید

حضرت امام خمینی (ره) همچنین در دیدار با فقها و حقوقدانان شورای نگهبان از محفوظ ماندن شورا برای همیشه می‌گویند
و از اعضای شورا می‌خواهند که برای حفظ مصالح اسلامی، اگر اقتضا کرد به احکام ثانویه عمل کنند.

" شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هر چه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار می‏‌کنند. امریکا برای پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طوری فکر کنید که این شورا برای همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده‏‌اید. اینکه شما یکی و مجلس یکی، شما یکی و دولت یکی، ضرر می‌‏زند. شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می‏‌کنید. صحبت‌های شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده ‏قانونی خودتان عمل می‏‌کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم."

توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید/ تا کسی کاری انجام ندهد، کسی به او توهین نمی‌‏کند

علی‌رغم آگاهی حضرت امام (ره) به برخی تلاش‌ها برای تضعیف شورای نگهبان و تاکید ایشان بر عملکرد هوشمندانه در حفظ شورا، ایشان از اهانت برخی به اعضای شورا سخن می‌گویند و این اهانت ها را ناشی از عملکرد صحیح شورا می‌دانند.

"از تحمل زحمات و رنج‌های شما تشکر می‌‏کنم. شما توقع نداشته باشید که مورد اهانت واقع نشوید. همه می‌‏دانید تا کسی کاری انجام ندهد، کسی به او توهین نمی‌‏کند. توهین برای کسانی است که می‏‌خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم. باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی از این کاری که برای خدا می‏‌کنیم، خوشش می‌‏آید و یا چه کسی بدش می‌‏آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تأیید کرده‏‌ام. ما باید دست در دست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامی درست کنیم. مهم این است که با هم خوب باشید و تصمیم داشته باشیم که مستقل و آزاد حرکت کنیم و مطمئن باشید که می‌‏توانید...بار دیگر از مساعی شما در شورای نگهبان تشکر می‏‌کنم. شما برای خدا کار می‏‌کنید و ان شاء اللّه‏ خداوند شما را تأیید فرماید".

شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرد

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که ادامه این خدمت بزرگ (شورای نگهبان) را به اسلام و جمهوری اسلامی امری ضروری می دانند، در دیدار فقها و حقوقدانان شورای نگهبان، تاکید می‌کنند که "شورای نگهبان بدون ملاحظه از هیچ کس فقط و فقط خدا را در نظر بگیرند".

و من قبلاً در مورد انتخابات گفتم که همه چیز ما باید روی موازین اسلامی باشد. افرادی که تعیین می‏‌شوند، باید کسانی باشند که به درد اسلام و جمهوری اسلامی بخورند."

امام خمینی(ره) اینکه فردی مصوبه مجلس پس از تائید شورای نگهبان را نپذیرد، نشانه "مفسد فی الارض" بودن آن فرد می‌دانند.

ایشان می فرمایند: "مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌‏گویم رأی خودش را نگوید؛ بگوید؛ رأی خودش را بگوید، اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است، و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی‏الارض باید قرار بگیرد.

این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند...اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از «اللّه‌اکبر» مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیر مسلمین عمل کرده. نمی‌‏شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می‏‌کنی قانون را قبول نداری! قانون تو را قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌‏توانی قبول نداشته باشی. مردم رأی دادند به اینها، مردم شانزده میلیون تقریباً یا یک قدری بیشتر رأی دادند به قانون اساسی. مردمی که به قانون اساسی رأی دادند، منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود؛ نه هر کس از هر جا صبح بلند می‏‌شود، بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم.


*** مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز در سال های اخیر تاکیدات فراوانی را بر فصل الخطاب بودن نظر شورای نگهبان و همچنین با قاطعیت برخورد کردن آنها با کسانی که قرار است در حوزه بالای اجرایی کشور مسئولیت احراز کنند، داشته اند که به مطالعه برخی از آنها می پردازیم.

افراد صالح را به مردم معرفی کنید تا انتخاب کنند

شورای محترم نگهبان که از انسانهای پرهیزکار، متقی و آگاه تشکیل شده براساس وظایف قانونی خود، کسانی را که برای ریاست جمهوری صالح هستند به مردم معرفی می کنند و مردم از میان نامزدهای معرفی شده، کسی را که صالح تر است و بیشتر به درد ملت می خورد انتخاب خواهند کرد. عمل به قانون معیاری بسیار خوب و وسیله ای برای آرامش و آسایش ملت و حفظ وحدت ملی است و به هیچ دلیلی نباید کسی از آن تخطی کند. 1392/2/25

شورای نگهبان باید چه کسی را تایید صلاحیت کند؟

كسانى هم كه ميخواهند صلاحيتها را ملاحظه كنند و بر اساس آن تصميم‌گيرى كنند، همه چيز را در كنار هم بايد ببينند. رئيس جمهور، هم بايد كارى باشد، هم بايد مردمى باشد، هم بايد مقاوم باشد، هم بايد ارزشى باشد، هم بايد باتدبير باشد، هم بايد پابند به قوانين و مقررات باشد - مجرى قانون است - هم بايد درد مردم را احساس كند، هم بايد طبقات مختلف مردم را ببيند؛ اينها خصوصياتى است كه در انتخاب آن كسى كه ما ميخواهيم كليد اجرائى كشور را به او بسپريم، نقش دارد. ما مردم در اين زمينه تصميم‌گيريم. هيچ كس هم نگويد كه رأى من يك نفر چه اثرى دارد. ميليونها از همين يك نفرها تشكيل ميشود. همه احساس وظيفه كنند و ان‌شاءاللّه وارد ميدان شوند.  ۱۳۹۲/۰۲/۱۶


در انتخابات نباید تعبير برنده و بازنده و اين اصطلاحات غربىِ مادى را به كار برد

بديهى است در هر انتخاباتى، يك عده‌اى به نتيجه‌ى مطلوبِ خودشان نميرسند - من نميخواهم اسمش را بگذارم بازنده‌ى انتخابات؛ نبايد تعبير برنده و بازنده و اين واژه‌ها و اصطلاحات غربىِ مادى را به كار برد؛ اگر براى خدا و براى انجام تكليف وارد ميشويم، برد و باخت وجود ندارد - خب، اينها اعتراض دارند. انسان پيش قاضى هم كه ميرود، همين جور است. قضاوتى در يك دادگاهى وجود دارد؛ آن طرفى كه در اين قضاوت به مقصود خود رسيده، خوشحال است، آن طرف ديگر ناراحت است؛ آن طرف ديگر نبايد دادگاه را متهم كند كه برخلاف حق عمل كرده؛ نه، دادگاه است و بر طبق قانون عمل ميكند؛ منتها او ناراحت ميشود، ناراضى ميشود. بايد همه‌ى آنچه را كه پيش مى‌آيد - كه مبتنى بر قانون است - تحمل كنيم؛ اين را بايد همه‌مان ياد بگيريم؛ اين صبرِ انقلابى است، اين تحملِ انقلابى است. اميدواريم خداى متعال هم دلها را هدايت كند به آنچه كه براى كشور بهتر است.  ۱۳۹۲/۰۲/۱۶

صلاحیت داوطلبین باید احراز شود

روالِ احراز و تشخیص صلاحیت یک روال همه‌جایىِ دنیایى است و مخصوص ایران و مخصوص مجلس شوراى اسلامى هم نیست. در همه جا وقتى انسان براى مسئولیتى مأموریت دارد که مسئول معیّن کند، قهراً تفحّص و جستجو مى‌کند که آیا این شخص صلاحیت دارد یا ندارد؛ این هیچ ارتباط ندارد به اینکه مجلس شوراى اسلامى باشد یا غیر مجلس شوراى اسلامى. بنابراین کار، کار معمولى‌اى است؛ کارى است که در همه جاى دنیا و پیش همه‌ى عقلاى عالم انجام مى‌گیرد. 1382/10/24

بعضى مى‌گویند حقّ شهروندىِ انتخاب شدن را نبایستى سلب کرد. حقّ انتخاب شدن، حق شهروندى معمولى مثل حقّ شغل و کسب و کار و ساکن شدن در شهر و راه رفتن در خیابان و خریدن اتومبیل و ... نیست. این یک حقّ شهروندى است که براى دارنده‌ى آن صلاحیتهایى لازم است که این صلاحیتها باید احراز شود. مسئول احرازش هم فقط شوراى نگهبان نیست؛ هم وزارت کشور است، هم شوراى نگهبان، که باید صلاحیتها را احراز کنند. در احراز صلاحیت نامزدها خودِ مردم بهترین افراد هستند و بیشترین مسئولیتها را دارند که وقتى انسانى را احراز صلاحیت کردند، به همدیگر معرفى کنند و آن کسانى که مى‌توانند، براى آن شخص امکانات فراهم نمایند، تا انسان صالح بتواند وارد این میدان شود. 1382/09/26

احراز صلاحیت با دید صددرصد قانونی باشد

رد صلاحیت از دو حال خارج نیست؛ یا رد صلاحیتِ کسى است که طبق قانون صلاحیت دارد- که این غلط است- یا رد صلاحیت کسى است که واقعاً طبق قانون صلاحیت ندارد، که این درست است. نمى‌شود به‌طور مطلق گفت رد صلاحیت خوب است یا بد است. در یک صورت رد صلاحیت خوب است، در یک صورت بد است. باید به مسئولان احراز صلاحیت‌ها توصیه کنیم که با دید صددرصد قانونى و بدون هیچ ملاحظه‌یى از هیچ طرف نگاه کنند. این، چیزى است که بنده همیشه توصیه مى‌کنم. 1384/02/19

البته کسانى که به عنوان نامزد انتخابات به مردم معرفى مى‌شوند، معنایش این است که این‌ها صلاحیت دارند و این معرفى، امضاى صلاحیت این‌هاست. دستگاه‌ها بایستى مراقب باشند که این امضاء بیهوده، خلاف و دروغ نباشد. این دروغ گفتن به مردم است؛ هم رد کردنِ آدم صالح، هم پذیرفتنِ آدم ناصالح؛ هر دو بد و هر دو خلاف است‌. 1382/10/18

به نظر من مُرّ قانون خیلى مهم است. البته شما اهل قانون هستید و مى‌دانید که قانون زبان دارد؛ زبان قانون را باید دانست و حدود قانون را باید کشف کرد. گاهى اوقات کلمات و الفاظ براى بیان آن مغزها و محتواى حقیقىِ قانون کافى نیستند؛ قانون‌شناسى مثل شماها مى‌تواند درک کند که واقعاً قانون چه دارد مى‌گوید. 1370/12/04

به جوسازى‌ها ابداً نباید اعتناء کرد

نظارت شوراى نگهبان در مسائل انتخابات‌، یکى از مهم‌ترین کارهائى است که انجام مى‌دهد؛ کار بسیار مهمى است، کار بسیار لازمى است. به جوسازى‌هائى که علیه این کار مى‌شود، ابداً نباید اعتناء کرد. البته کار را باید درست انجام داد. به همان اندازه که کار مهم است، به همان اندازه سلامت کار مهم است. یعنى باید معیارها را درست فهمید، و فقط بر اساس این معیارها قبول کرد یا رد کرد. از این معیارها نباید تخطى شود، کوتاهى هم نباید بشود، غفلت هم نباید بشود. 1386/04/20

اگر نظارت شوراى نگهبان نباشد، و اگر تأیید صحت انتخابات‌ به وسیله‌ى شوراى نگهبان انجام نگیرد، اصل این انتخابات‌ زیر سؤال خواهد رفت و اعتبار خود را از دست خواهد داد؛ چه انتخابات‌ مجلس، چه انتخابات‌ خبرگان، چه انتخابات‌ ریاست جمهورى، و هر انتخاباتى که نظارت آن بر عهده‌ى شوراى نگهبان است. این وظایفِ یکى از دیگرى مهم‌تر، همه بر دوش شوراى نگهبان گذاشته شده است. 1386/04/20منبع: مشرق نیوز

[ پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 12:2 ] [ احمد طالبیان ]

سخنان اخیر برخی سران کشور در خصوص رد صلاحیت سید حسن خمینی از زوایای مختلف قابل بررسی است

اولین چیزی که باید بر ان تاکید شود این است که  این حرفها از روی نادانی و عدم اگاهی گفته نشده است و عالیجنابان بهتر از هر کسی دانای به موارد مطرح شده هستند

ایشان خوب میدانند نسبت با امام ،به عنوان مقام ولایت،نسبت خونی نیست،حتی نسبت جاو مکانی هم نیست که بگوییم فلانی دست راست امام مینشسته ....نسبت با امام نسبت ایدیولوژیکی است،یعنی هر کس با راه امام ارتباط برقرار نماید و مبانی فکری امام را داشته باشد ،فرزند روح الله است خواه نسبت خونی داشته یا نداشته باشد،خواه دست راست امام نشسته یا ننشسته باشد ،حتی خواه در زمان حیات امام بوده یا نبوده باشد ،با این حساب شیخ زکزاکی افریقایی ، فرزند امام است و سید حسن نصرالله عرب هم قوم و خویشی فکری با امام دارد

ایشان خوب میدانند که امام خود را طلبکار کسی نمیدانست و بلکه بدهکار مردم می  دانست ،ایشان مردم را ارباب خطاب میکرد و خود را خدمتکار ،پس امامی که سرتاسر زندگی اش با خدا معامله کرده و طرف حسابش خدا بوده ،نه تنها کسی را بدهکار نمیدانست بلکه یک نوع حس بدهکاری به مردم را در مسوولین بیدار میکرد ...

ایشان خوب میدانند همان امامی که دم از بدهی اش میزند ،شورای نگهبان را فصل الخطاب میدانست و تعبیرات عجیبی در مورد مخالفان شورای نگهبان مینمودند ،از جمله مفسدالارض بودن کسی که مخالفت کند با احکامش ..

ایشان خوب میداندن که گفتن چنین حرفهایی ،فقط مصرف خارجی و منافقین و وهابی ها و غربی ها دارد و انها را به جان و مال و ناموس مردمی که دایما دم از انها میزند ،تحریص میکند واین با توجه به وضعیت منطقه ،به سود مردم نیست و ممکن است امنیت مردم را به خطر بیاندازد

ایشان همچنین خوب میداند ،امام تابع قانون بود و در تمام عمر شریفش ،قانونمدار بود و اگر امروز بودند ،قانون را حتی اگر در نظر فقیهی چون ایشان ضعیف می بود ،میپذیرفت

اما  با دانستن اینها ،چرا این سخنان را میفرمایند؟

به نظر می رسد ،ایشان سالهاست با تهدیدات علنی و مخفی و با سیاستهایش ،سعی نموده است ،با فشار بر نظام و ارکان ان ،از طریق تهدیداتی مانند این سخنان ،حق السکوت بگیرد.....

اما باید گفت نظامی که به امریکا باج نداده ،هرگز اهل باج دادن به شخص یا اشخاصی در داخل نیست ،انچه که در سالهای اخیر در مورد هاشمی از سوی نظام مقدس جمهوری اسلامی ،انجام شده ،به دو دلیل بوده ،اول انکه فرصتی به مردم  داده شود تا چهره و منش واقعی ایشان را بشناسند ،دوم اینکه به هر حال ایشان تلاشهای زیادی برای انقلاب کرده است و حرمتش حفظ شود

اما متاسفانه انگار امر بر ایشان مشتبه شده است و برداشت اشتباهی از این برخوردها کرده اند ...

جهت یاداوری باید گفته شود که به لطف الهی ،فتنه 88 ،انقلاب را در مقابل تندترین جریانها و حوادث بیمه کرد و همه باید بدانند ،تکرار اینگونه فتنه انگیزیها ،نه دی دیگری خواهد افرید که اینبار ،موجهایش همه را خواهد برد ..

[ سه شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 22:52 ] [ احمد طالبیان ]

                                                (هـــــــوالشاهـــــد)                                                                                    

از زبان ِچشماني كه لياقت شهادت نداشت اما همواره حاضر و  شاهد بود ودرحسرت شهادت در جواني پير شد :

                                                ( خــــــــــــاطره )

من از بُرج بلندِ لحظه ها ،

آن لحظه هاي خون و ايثار و شرف ـ

از بُرجِ سرو سبز آزادي ،

من از بُرج ِسپيدار صداقت،

با زبان ا لكنم تصوير نسل خويشتن هستم.

من از پشتِ هزاران نكته ملموس ،

من از پشتِ هزاران لحظه ی مرموز،

من از پشتِ هزاران بار رفتن در ميان خون ،

سخن از نسل خود گويم.

من از پشتِ بهارِ شادي ،                                                                                                        از پشتِ صداي ناله ی زنداني زنجير پاي حجره هاي تنگ و تاريك ا وین،

از پشتِ ديوار سياه مرگ ،

سخن از نسل خود گويم ،

همان نسلي كه با فرياد خود ،

عرش ِا لهي را بلرزاند و خلوصِ خلوتِ راز و نيازش ، قصه ها دارد.

نسلي كه الحق،

نسلِ خون و عاشقِ پاكي و آزادي است.

من از سيلِ خروشاني كه با ايمان و آگاهي،

بسوي ظا لمان مي رفت تا زير و زبر سازد ،

بناي پوچِ شاهنشاهي منحوس ِ دوران را  ،

سخنهاي به دل دارم كه هر يك شمع راهي مي شود،

روشنگرِ شام ِسياهي ها.

من از آن جمعه ی خونين ،

كه پرپر شد هزاران لاله در ميدان ِ‍‍‍ژا له با شما بس گفته ها دارم:

در آن روزي كه خورشيدِ فروزان سر برون از لاكِ خود مي كرد،

ز چشمش قطره ی اشكي بسوي بيكران ِآسمان ،

اين آبي پايان تابستان روان شد تا به ما گويد :

طلوعِ من براي مردمي امروز شايد آخرين باشد.

در آن روزي كه لعنت از كرانِ آبي پر دود ِتهران ،

شهرِ رويا هاي شيرين،

 بي ا مان چون ا بر مي باريد ،

در آن روزي كه ياران ِامام ِبت شكن از كوچه هاي دور،

بسوي معبر خون و شرف چون سيل مي رفتند،

صدا يي ناگهان فرمان آتش داد،

و من در جمع جوشان ِهوا خوا هان آزادي چو يك قطره ،

هراسان بر كف آسفالت خوا بيدم و رگبار مسلسل بود ،

و جيغ و داد طفلانی که  ترسیدند.

 در آن روز سيه - خون -

اين سلاح ِآتشين ِرهروان ِراه حق هر گوشه مي جوشيد .

و خون، اين جاري همواره جوشان ره تاريخ،

تنها سلاح ما،

خيابان را گرفت و رفت تا سيراب سازد نونهال سبز ِآزادي ایران را.

پيامش امر حق، فرياد مظلومان تاريخ است ،

پيامش، داد خواهي مكرر در مكرر هاي ها بيلان تاريخ است ،

پيامش، كوس ِرسوايي تثليثِ خيانت كار ِتاريخِ بشر ،

زور و زر و تزوير و تزوير است .

در آن روزي كه خورشيد ِفروزان،

از پي تاريكي و جهل و خرافات ِكهن ،

بر بندگان ِخالصِ حق م‍ژده ي ديدار او را داد.

در آن روزي كه دل ها با طپش ؛

در انتظار ِمقدم ِپيك ِرهايي بود .

در آن روزي كه چشمان ِمرا ديوارِاشكِ شوق ،

به نوعي روشني داده ، كه طيف ِشادي ديدار او،

هر گوشه پيدا بود.

در آن روزي كه پرواز ِبزرگ ِانقلاب،

در آسمان ِصافِ تهران خود نمايي كرد،

غريو شادي و فرياد ِاقرار بزرگي خدا در كوچه ها پيچيد.

و اين فرياد طوفاني شد و در بستر تاريخ ،

بناي ظلم ِطاغوتِ زمان را زير ورو كرد و به پا كرد ،

راه اخلاص  و صفا ، ايثار و عشق و راد مردي را ،

و اين طوفان، درون ِكاخ ِسعد آباد،

درون ِحجره هاي سرد و تاريك اوين  مستانه مي چرخيد،

صداي ناله ي زندانيان آن روز،

خروش ِانتقام ِخونِ مردان ِخدا جو بود.

من از روزي كه عطر ِوحدت از هر گوشه اي ديوار ِدل ها را صفا مي داد ،

سخن هايي به دل دارم كه گر ايام رخصت داد ،

به روي دفتر دل ها نمايان سازم وبا خاطري آسوده،

عزم ديدن ِرخسار زيبايش كنم ،

 آري سخن هايي به دل دارم ،

كه كمتر كس به خود جرات دهد تا بشنود آن را .

زمستاني كه خورشيدش به امر حق_

شكوفا غنچه هاي سرخ پيروزي،

به روي بستر ِخونينِ مهد ِياوران ِدين ِحق مي كرد ،

بهار ِسبزِ آزادي ايران را خبر مي داد،

زمستان بود اما غنچه هاي سرخ ِلبخندِ لبانِ مردمان آن روز ،

سرود ِآشناي فتح و شادي بود .

من از ميثاقِ خون با خون ،

و از درياي جوشاني كه آرامش برايش ذلت و خواري است ،

از نسلِ بزرك ِانقلاب ِخون سخن گويم .

چه مي گويم ؟

كجا من مي توانم راد مردي هاي مردان خدا_

در جبهه هاي جنگ را گويم.

كجا من مي توانم  زاُستواري قدم هاي جواناني ،

كه با ميل و رضا از روي آگاهي –

قدم در عرصه ي خونينِ ميدان ِنبرد ِحق و باطل ميگذارند -

شمه اي گويم.

من از راز و نياز ِخلوت ِعرفاني شب هاي جبهه ،

من از جو صفا و پاكي و اخلاصِ سنگر _

از لحظه اي كه قلب هاي عاشقان در انتظار حمله ي جانانه -

بر قلبِ سپاهِ دشمنِ خونخوار،

شمارش مي كند آنات ِشيرين را چسان گويم.

من از پشتِ ستون ِخاطرات، از پشتِ ديوار ِدقايق ها ،

ازبُرج بلندِ لحظه ها ، از عمق دريايي كه ذراتش،

سراسيمه به شوقِ ديدن ِرخساره ي بي مثل و مانندش،

به سوي اوكه بر هر لحظه ي ما ناظر است و حاضر و قادر ،

سخن از نسل خود گويم.

سخن گفتن ز نسل پاك و جانبازي،

كه خون دادند بر اين باور شيرين-

كه روزي لحظه هاي زندگي ما ،

تحرك از پيام ِخونشان گيرد و مردم در عدالت زندگی را بارور سازند-

چه زيبا و چه شيرين است .

وتو "درویش "اگر عمری سخن گوئی ،

یکی قطره ز دریا را نخواهی گفت،

سخن گوييد، سخن دانان ،حقايق را به هر دوران.

                                                              درویش   خاکسار

                                                                                                                              

 

 

[ یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 8:52 ] [ احمد طالبیان ]

.1پس از جدایی از همسر، از دست دادن شغل و مرگ مادرش، کتابی نوشت که دوازده بار توسط انتشارات مختلف رد شد

جی کی رولینگ نویسنده سری کتابهای هری پاتر : پردرآمد ترین نویسنده تاریخ و برنده عنوان "تاثیر گذار ترین زن بریتانیا

۲.توسط کمپانی سازنده موسیقی رد شدند چرا که کمپانی از صدا و موسیقی با گیتار آن ها خوشش نیامد

گروه بیتلز: تاثیر گذار ترین گروه موسیقی قرن بیستم با فروش جهانی تا 1 میلیارد نسخه از آثار

3.از دفتر روزنامه ای که در آن مشغول به کار بود اخراج شد چرا که رئیسش فکر میکرد تخیل، خلاقیت و ایده های خوب ندارد

والت دیزنی: موسس شهر بازی دیزنی لند و شرکت والت دیزن( آفریننده میکی موس، سفید برفی و..) برنده 22 جایزه اسکار

4.تا سن چهار سالگی قادر به حرف زدن نبود. اطرافیان او را "فردی غیر اجتماعی با رویاهای احمقانه" می شناختند

آلبرت انیشتن: نظریه پرداز نسبیت و برنده جایزه نوبل فیزیک

5.در کودکی مورد سو استفاده جنسی قرار گرفت و بعد ها شلغش را به عنوان گزارشگر تلویزیون از دست داد چرا که او را مناسب تلویزیون نمی داستند

اپرا وینفری مجری برنامه تلویزیونی اپرا که به مدت 25 سال در 145 کشور مختلف پخش شد
اولین بیلیونر سیاه پوست جهان

6.معلم مدرسه اش به او گفته بود که زیادی احمق است و هیچ چیز یاد نخواهد گرفت

توماس ادیسون: دارنده امتیاز 2500 اختراع که مهم ترین آنها لامپ الکتریکی است

7.از تیم بسکتبال دبیرستانش اخراج شد و بارها و بارها پشت سر هم شکست خورد
مایکل جردن بسکتبالیست حرفه ای سابق و معروف با عنوان بهترین بسکتبالیستی که تا به حال بوده است

۸.در 30 سالگي کارش را از دست داد. در 32 سالگي در يک دادگاه حقوق شکست خورد. در 34 سالگي مجددا ور شکست شد. در 35 سالگي که رسيد, عشق دوران کودکي اش را از دست داد در36 سالگي دچار اختلال اعصاب شد. در 38 سالگي در انتخابات شکست خورد. در 48,46,44 سالگي باز در انتخابات کنگره شکست خورد. به55 سالگي که رسيد هنوز نتوانست سناتور ايالت شود. در 58 سالگي مجددا سناتور نشد. در 60 سالگي به رياست جمهوري آمریکا برگزيده شد.

نام او آبراهام لينکلن بود

[ جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 23:6 ] [ احمد طالبیان ]

دو اصل مهم انتخابات
اول؛ «اصل شرکت در انتخابات» و دوم؛ «درست انتخاب کردن و رأی به نامزدهای اصلح».
همچون گذشته اصرار داریم که همه، حتی کسانی که نظام را و رهبری را قبول ندارند پای صندوقها بیایند چرا که انتخابات متعلق به ملت، ایران و نظام جمهوری اسلامی است.


تلاش و دقت کنیم که انتخاب ما، انتخاب درستی باشد

آرا و سلایق مختلف، ایراد ندارد، مهم آن است که تلاش و دقت کنیم که انتخاب ما، انتخاب درستی باشد.
اگر این دقت صورت گیرد حتی اگر برخی منتخبان، بعداً مطلوب از آب در نیایند، «تلاش و دقت رأی دهنده برای انتخاب نامزدهای شایسته»، مورد رضایت پروردگار خواهد بود.
مجلس از زوایای مختلف بویژه از لحاظ تصویب قوانین، ریل گذاری برای حرکت دولتها، و تجلی ایستادگی ملت، اهمیت بی نظیری دارد

 تاکید بر اهمیت مجلس خبرگان رهبری
برخلاف برخی تصورها، مجلس خبرگان برای سالی یکی دو بار جلسه و سخنرانی تشکیل نمی شود بلکه می خواهد روزی که رهبر فعلی در قید حیات نیست، «رهبر» یعنی کلیددارِ حرکت انقلاب را انتخاب کند و این مسئله بسیار مهم است.
بسته به ترکیب خبرگان، آنها ممکن است در هنگام ضرورت، شخصی را به رهبری انتخاب کنند که با توکل به خدا و با شجاعت در مقابل دشمنان بایستد و راه امام را ادامه دهد اما این احتمال نیز وجود دارد که فردی با ویژگی های متفاوت را به رهبری برگزینند، بنابراین باید با تحقیق و دقت و شناخت و اطمینان به آنها رأی داد


  امام خامنه ای

 

 عصر انتخابات

زندگی ما مجموعه ای از انتخابها است از انتخاب یک رنگ لباس تا انتخاب یک نفر به عنوان نماینده و رییس جمهور و رهبر ،اگر هر یک از این انتخابها را مثل یک قطعه پازل در نظر بگیریم، مجموعه همه قطعات تصویری درست میکند که آن تصویر ((ماییم))......... دیگران (از دیگر مردم گرفته تا دیگر ملتها )ما را با این تصویر می شناسد .....

اگر به تاریخ رجوع کنیم با تصاویری از ملتهایی مواجه میشویم که با انتخابهایشان ان را ساخته اند ... انتخابات عاشورا یکی از این انتخابهای سرنوشت ساز بشریت بود که تصویر زشتی از مردم کوفه در همیشه تاریخ نمودار کرد ... انتخابات مردم ایران هم نمونه دیگری از انتخاباتهای عالم است ،مردمی که با هزاران شهید و جانباز و اسیر رأی خونینی به جمهوری اسلامی دادند

روز قیامت هم به نوعی روز پایان انتخابات ما در این دنیاست ،آنروز تمام رأیهای ما را به تمام چیزها و افراد و افکار ،شمارش می کنند و جهنم یا بهشت حاصل آن رای شماری خواهد بود .... پس با احتیاط همه چیز و همه کس را انتخاب کنیم ،زیرا هر انتخاب ، انتخاب نهایی بهشت یا جهنم را رقم خواهد زد

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیستم دی ۱۳۹۴ ] [ 10:49 ] [ احمد طالبیان ]
اقدامات ضد ایرانی آل سعود در حالی است که به نظر میرسد حافظه تاریخی این قوم بربر بسیار ضعیف است و یادشان رفته است که سالها پیش در حالیکه ایران در حال تکمیل انقلاب بزرگ خود در ایران بود ،با همکاری صدام ملعون به ایران حمله کرد و از هیچ کمکی هم دریغ نکرد ... ان روز نه تنها ال سعود بلکه اکثر کشورهای دنیا معتقد بودند که ایران باید از بین برود و به کشورهای کوچک تقسیم شود ،انروز ایران نه پهباد داشت و نه موشک و نه ارتش منظم و متنسجم و نه این پیشرفتهای خیره کننده علمی و امنیتی را کرده بود ... اما با همه این احوالات توانست با تکیه به شرافت و جسارت و شهادت طلبی جوانانش جلو همه بدخواهان بایستد

حالا فقط یک راه برای همه انهایی که روزی میخواستند ایران نباشد مانده و این راه را اربابان ال سعود هم پذیرفته و ان را به عنوان راه معقول برخورد با نظام جمهوری اسلامی پذیرفته اند ،ان راه قبول قدرت و عظمت یک ملت بزرگ و ریشه دار است که توانسته اراده خود را به دنیا تحمیل کند ...

اما انگار امریکا باز هم قصد دارد با راه اندازی یک چالش در منطقه دوباره به این منطقه اتش گرفته به وسیله نوکرش ، آل سعود ،آتش بدمد ....

 ال سعود باید بتواند کمی تحلیل داشته باشد و بداند اگر با ایران از سر ناسازگاری دراید ،مطمئنا به تاریخ خواهد پیوست ...

[ پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۹۴ ] [ 8:57 ] [ احمد طالبیان ]

بعضی ها چه توقعات بی جایی دارند ؟؟ من به سهم خودم از این اقدامات ال سعود حمایت میکنم ،باید هر ادم با انصافی هست قبول کند که ال سعود حق دارد چنین رفتاری را انجام دهد

شما ایرانیها در عراق با یک سردار سلیمانی تان هم خاک عراق را ،هم دلهای عراقیها را تصرف کرده اید و شرم هم نمیکنید که در برابر ژنرالها اموزش دیده سعودی توسط کارشناسان امریکایی، با یک سردارتان ایستاده اید .....

در سوریه هم که همه چیز می رفت ان شود که شاهزادگان ال سعود میخواهند، ناگهان سر و کله سلیمانی تان پیدا میشود و معادلات را به هم میریزد ..داعش خونخوار نمیتواند کار یکماهه را چند ساله انجام دهد

در لبنان هم که هستید !سید حسن نصرالله میگوید سرباز امام شما،خامنه ای است و با زبان عربی فصیح انواع فحشها را روانه ال سعود میکند و نمیگذارد نقشه وهابی –صهیونیستی ال سعود شکل  و شمایل بگیرد

همه اینها یک طرف ،انصارالله یمن میگوید ما مرید ایرانیم و با امامتان خامنه ای بیعت میکنند ،یکسال ،یک کشور فقیر مسلمان زیر شدیدترین بمبارانها تسلیم نمیشود و میگوید از ایران الگو گرفته ام. 

اینها به کنار،شیخ زکزاکی را از کجا پیدا کردید؟؟ طرف سه بچه اش را شهید کرده اند و دهها بار زندان و تهدیدش کرده اند ، انوقت دوباره برای حسین(ع) هیات راه میاندازد و عکس رهبرتان ،امام خامنه ای را هم در صدر مجلس میزند.....

بعدش در همان سالی که آل سعود از میزبانی چهار پنج میلیون زایر بر نیامده و شش هزار نفر را به کشتن داده ،بیست وشش میلیون نفر شیعه را می اورید در ناامن ترین جای  دنیا ،زیر سایه وحشتناک بی رحم ترین گروه تروریستی جهان ،پیاده تا کربلا میبرید و می اورید

انوقت توقع دارید ال سعود نسوزد ؟؟و برای خنکی ،دست به اقدامات خنک کننده نزند؟؟ اقا شما چه توقعی دارید !!! بنده که حق میدهم به ال سعود...... بریز تا خنک بشه .آقا!!...بریز !!

[ سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۴ ] [ 0:16 ] [ احمد طالبیان ]

 

در فوتبال زمانی می رسد که مربی تیم دست به حرکت انتحاری میزند و به دروازه بان تیم دستور میدهد که دروازه را رها کند و جلو بیاید بلکه شانس یاری کرد و گلی زده شد، این اتفاق وقتی در فوتبال می افتد که تیم، گل خورده است و امیدی هم به جبران نیست و فرقی هم بین یکی دو گل بیشتر خوردن و نخوردن نیست...

استدلال مربیان این است که حالا که داریم می بازیم، بگذار برگ اخرمان را هم رو کنیم ...یا شانس و یا اقبال...

اوضاع سیاسی و نظامی ال سعود هم مثل همین مسابقات فوتبال شده است، اقدامات سعودیها که بیشتر به دست و پا زدن میماند تا اقدام ،با همین فلسفه انجام میشود... وقتی در سوریه و عراق و یمن با همه هزینه های مادی و معنوی باخته اند ،به جایی می رسند که شیخ نمر ،این مرد مردمی را شهید میکنند و بعدش به قطع دیپلماتیک با تاثیرگذارترین کشور منطقه و حتی جهان اقدام میکنند ...احتمالا در اتاقهای فکر(جهت طنز از این عبارت استفاده کردم فضا عوض شود)به این نتیجه رسیده اند،حالا که از ایران صدها و هزارها بار در صدها و هزارها صحنه منطقه باخته ایم،بگذار دست به اقدام انتحاری بزنیم ، شاید توانستیم ،هزینه باخت را پایین بیاوریم

البته یک فرق بین آن اقدام در فوتبال و این اقدام سعودیها در عرصه سیاست هست آنهم این است که آن اقدام فوتبالی بر اساس تعقل و فکر و فلسفه ای انجام میشود و این اقدام سعودیها بیشتر به خشم کودکانه می ماند......

[ دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۴ ] [ 23:51 ] [ احمد طالبیان ]

شاید همان روزی که اولین بمب عربستان به بهانه ی حمایت از رییس جمهور مستعفی یمن به سمت یمن شلیک شد می بایست, در عرصه دیپلماسی کاری میکردیم، که نکردیم ،شاید هم در حادثه منا و ان جنایت دهشتناک می بایست قدم دیپلماسی محکمتری برمی داشتیم و برنداشتیم و یا ان هنگامی که وهابی های تکفیری با پول و حمایت آل سعود  دست به جنایت میزدند، لازم بو.د که قدم مستمر دیپلماسی بر میداشتیم و این رژیم منحوس را تحت فشار بین المللی میگذاشتیم و نگذاشتیم

حالا اخرین پرده از نمایش تکفیریهای آل سعود را هم دیدیم و دیدیم که شیخ مظلوم شیعه را اعدام نمود و در کمال وقاحت اعلام کرد بنا به حکم خدا و سنت رسول الله چنین کرده است

این شیوه دیپلماسی ،همان فلسفه ای است که بر اساس ان با لبخند و سیاست به استقبال حوادث منطقه و جهان رفتیم، نتیجه این نوع دیپلماسی این شده که کشور وهابی و عقب مانده با شاهزادگان شکم گنده هایش برای ما خط و نشان میکشد ...

هر چند این دست و پا زدنهای بدون تامل و تعقل آل سعود، حاصل استیصال این کشور در مقابل نفوذ بیش از پیش ایران در منطقه است و به نظر می رسد آنها شانسی برای خودشان در عرصه های مختلف ندیده اند و دارند اخرین دست و پا را میزنند! بلکه بتوانند گلوی خود را از دستان قدرتمند ایران رها سازند که البته این ممکن نیست و این تنها دست ایران نیست که گلوی انها را می فشارد، بلکه خونهای کودکان یمنی و سوریه ای و عراقی و حتی امریکایی و فرانسوی است که دامن گیر دامن پر لک و خون انها شده است

اما.....

اما دولت باید در دیپلماسی خود تجدید نظر نماید زیرا این نفوذ در منطقه حاصل دیپلماسی دولت نیست بلکه حاصل جانفشانی مدافعان حرم و جوانان از خود گذشته و قاسم سلمانی هاست

به هر حال مردم منتظرند تا یک میوه از این سبک دیپلماسی بچینند ، اما همچنان میبینیم که روز به روز آمریکا و عروسکهای او در منطقه و جهان نسبت به ایران گستاخ تر میشوند و این لبخندهای دیپلماتیک را حمل بر دوستی نمیکنند ، بلکه حمل بر ضعف و خودباختگی و خستگی از ایستادگی میکنند

امیدواریم با تکیه بر توان داخلی و جوانان بسیار مستعد ایرانی ،دیپلماسی سیاسی ما هم بر پایه قدرتنمایی و تحمیل اراده مشروع تنظیم شود

[ دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۴ ] [ 13:15 ] [ احمد طالبیان ]

خب بالاخره شیخ نمر را شهید کردید ،باید به حماقت شما آفرین گفت،اینقدر هم فهم و درک ندارید تا تاریخ را مروری بکنید ،نمیخواهد به زمان حضرت آدم و قتل هابیل به دست قابیل و جاودانه شدن هابیل و هابیلیان در تاریخ بشر و روسیاهی ابدی قابیل و قابیلیان فکر کنید ...بیایید لااقل به جد و ابا تان رجوع کنید شمر و عمر سعد و یزید .....دیدید حسین(ع) را در محاصره قرار دادند و در بیابان برهوتی دور از چشم بشریت شهیدش کردند و اسبها را بر تنشان راندند تا اثری از حسین و حسینیان نماند ..اما دیدید که ماند ...دیدید که 1400 سال بعد 20 میلیون زایر پیاده به قصد زیارتش عازم همان بیابان برهوت شدند ....

حالا همان حسین (ع)  در هیبت مردانه شیربچه های شیعه در سوریه و عراق جلو شما ایستاده است ...اگر قراربود کشتن و تکه تکه کردن عدالت و انسانیت و شهامت را از بین ببرد که میبایست امروز اجداد شما بمانند و حسین (ع) برود

البته شما هم مثل اربابتان آمریکا و صهیونیست افکاری مادی دارید و فکر میکنید با حذف فیزیکی یک نفر میتوانید فکر او و راه او را هم حذف کنید !حسابتان هم روی کاغذ درست است اما در عمل چون خون شیخ نمرها و زکزاکی ها به خون ثارالله پیوند میخورد و خدا خودش تضمین کرده است که بهای خون حسین و حسینیان را بگیرد ... همه چیز غلط درمی اید ....

آماده باشید ...به زودی شمشیرهای انتقام را بالای سرتان و در رختخوابهای نرم و لطیفتان خواهید دید ..

[ شنبه دوازدهم دی ۱۳۹۴ ] [ 22:49 ] [ احمد طالبیان ]

                                               ( هـــــــــوالـبــصــیـــر )

   بــصـــیـــر ت :

  یعنی باور کنی شِـمــر ِ( جنایتکار ِ اکبر ) ، لعن ال.... ، از رزمندگان و جانبازان جنگهای اسلام  بود اما :

           سوابق را رها کردند و رفتند

                                        ره خود را جدا کردند و رفتند

         به دنیا این عَجوزه باج دادند

                                        به کالاهای پَستش تاج دادند

[ چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ ] [ 8:4 ] [ احمد طالبیان ]

 

 

                                           ( هـــــــــــــــوالـــرحـیـــــم )

                                                     ( میلادِ نور)

      به دورانی که بی ارزشترین کالا انسان بود، 

                     زمان، آبستن فجری فروزان بود. 

      ز شوقِ دیدنِ پیکی دگر گویی ـ  

      زمین در پرده ی هستی به رقص آمد . 

      شبِ ظلمانی اوهام شیطانی ـ 

      طلوعِ دلنشینی را طلب می کرد ، 

      جهان در انتظار قاصدی دیگر.

      دَمِ گرمِ مسیحایی ـ 

      یـَـدِ بیضا ـ

      گلستان گشتنِ آتش ـ

     حیاتِ یونس اندر کام  یک ماهی ـ

     نشان از قاصدی درد آشنا می داد.

     ملایک رخت شادی کرده بر تن ،

                                      


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ ] [ 14:54 ] [ احمد طالبیان ]

بعضیا فکر میکنن فتنه88 فقط و فقط برای پایین کشیدن رهبری از جایگاه رفیع ولایت بود و بس ،این بعضیا (چون جایگاه ولایت رو توی این سالیان انقلاب متوجه نشدن ) با خودشون میگن ، خب ،باشه ...مگه چی میشه ....شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه هم گفتن ،خب بگن ...

اما ... اما یه نکته کنکوری هست که این بعضیا، متوجه نشدن .... اون نکته اینه که این فتنه اولین هدف و مهمترین هدفش ،مقام ولایت بود اما تنها هدفش هرگز!!بلکه تحقق این هدف  آغاز اهداف دیگه ای بود... که در نهایت، ایران ،به جنگ داخلی و تجزیه و نابودی کشیده میشد ....دلیل ؟؟ خب، سوریه و اتفاقاتش دلیل خوبیه... توی سوریه هم اول گیر دادن به انتخابات و بعد بلاتشبیه گفتن بشار اسد باید بره و بعدش داعش رو از 80 کشور دنیا فراخوان زدند و اسلحه و مهمات دادن و بعدشم نشستن پای فیلمهای هالیوودی داعش ، فیلم از سر بریدن و آتش زدن مردم،فیلم از اسارت زنها و کودکان بی گناه ... تخمه شکستن و هی فیلم دیدن ......قرار بود این فیلم روی پرده سینماهای ایران به نمایش در بیاد...اینو خودشون گفتن ،وهابی های تکفیری گفتن و هنوزم که هنوزم پنهان نمیکنن که عراق و سوریه بهانه اس،ما دنبال ایرانیم!!

دلیل دیگه برای اینکه فتنه88 قرار بود ایران را بدتر از سوریه و عراق کنه ، عناصر درگیر این فتنه بودن،خونخوارترین و خیانتکارترین های تاریخ ایران ،درگیر این فتنه تمام عیار بودن،بذارید چند تاشون رو معرفی کنیم بد نیست :

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ ] [ 8:9 ] [ احمد طالبیان ]

نامهای مختلفی روی قرن حاضر گذاشته اند مثلاَعصر اتم،عصر فضا،عصر اطلاعات و....  بگذارید ما هم یک اسم بر روی این عصر بگذاریم، قرن حاضر را عصر انتخاب میگذاریم، عصری که انسان هر روز و در هر لحظه در معرض هزاران انتخاب است که باید انتخاب کند یا انتخاب شود. گویی همه در تمرین انتخابند تا انتخاب نهایی و عالی آفرینش،یعنی انتخاب حجت الهی را در لحظه ظهور به ثبت رسانند......

یک روز عادی خود را در نظر بگیریم.ازلباس پوشیدنمان  تا سلام و احوال پرسی هایمان تا ....همه و همه یک نوع انتخابند ،که بیشترشان انتخابهای از قبل انتخاب شده اند و ما تنها مجری آن هستیم. مامعمولاَ در مقابل اینکه چرا چنین رفتاری می کنی؟یا عمل می کنی؟پاسخمان یک جمله است:همه اینطورند. وگاه این جمله آنقدر ملکه­ ی ذهنمان می شود، که نقش عقل در انتخاب هایمان  کم رنگ و کم رنگ تر می شود،به قول سعدی علیه  الرحمه  اگر روزی خدا عقل را از جهان حذف کند خیلی ها متوجه خلاء آن نمی شوند،زیرا کمتر از آن، در مسائل انتخابها  بهره میگیرند.

 


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 10:55 ] [ احمد طالبیان ]

                                                            (( هــــــــو ا لقـــــــــا د ر ))

                                                                     ( شب یلـــــــدا )

شب و آرامش سنگین که طوفان سپیده از پی یش آید،

من و این کوچه های خیس و بارانی،

شب و خیل سپاه هر دمان خفته ،

من و اندوه رویاهای شیرین ،حرفهای گفته و نا گفته ی دوران.

شب و تاریکی و آوای باد ورقص برگ خیس پاییزی،

من و انبوه تنهایی و آهنگ عبور عا بری شبگرد.

درون کوچه های خیس و تاریکی ،

که لطف سیمهای برق را با خود ندیده هرگز و ،                                                                                        با صد صدا اندر سکوتش میکند فریاد :

          پس کو روشنایی بخش من در یک شب تاریک و بارانی ،

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ ] [ 0:9 ] [ احمد طالبیان ]
تقدیم به سیاه چهرگانی که دلشان به سپیدی یک یا حسین (ع) عاشقانه است

تقدیم به سیه چردگانی ، که بار دیگر اثبات کردند که جهان چقدر سیاه شده است

تقدیم به تکه تکه شدگانی که پای علمداری حسین(ع) در این جهان سیاه، ماندند و تقاص ماندنشان را دادند

ما ناله زدیم و بی صدا باریدند...... از هر چه که دم زدیم انها دیدن

ما مدعی صف اول بودیم ..........از اخر مجلس شهدا را چیدند

خوشا به حال کسانی که گر چه در کلاس حسین (ع) و زینب(س) اهل غوغا و ادعا نبودند ،اما چه زود نمره قبولی گرفتند

سلام بر شهدای شیعه نیجریه و لعن خدا بر دشمنان بی صفتی که حتی انقدر مردانگی ندارند تا به سراغ مردم بی دفاع نروند و بیایند با قاسم سلیمانی ها ی شیعه ،دست و پنجه نرم کنند .....

[ یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 11:59 ] [ احمد طالبیان ]
دلم میخواهد روزی از اربعین حسینی و راهپیمایی اش بنویسم ....اما هنوز نمیتوانم ...چون حالم به حال (آدم)شبیه است که از بهشت به زمین هبوطش کرده باشد.... هنوز هم در شوک رفتن و حسرت برگشتنم ...حالم که جا بیاید و آدم بشوم ... حتما مینویسم

[ یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 11:44 ] [ احمد طالبیان ]
سلام بر دوستانی که در مسابقه وبلاگی این وبلاگ شرکت کردند،هر دو نفر عزیزی که شرکت نمودند برنده هستند و از دیدگاه خودشان خوب جواب دادند ،منظور را هم رسانده بودند.....منظور عکس و متن این بود که در صورتی که زیبایی تان را حراج کنید از درون تهی میشوید یا اگر مراقب زیبایی تان نباشید ،دزدان این گوهر را به همراه عفت میدزدند ،دو عزیزی که شرکت کردند آقایان منصور و جناب اقای حسن آبادی لطفا شماره تماسی در خصوصی وبلاگ به من بفرستند تا هدیه ناقابلی تقدیمشان شود ... با تشکر

[ شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۴ ] [ 9:55 ] [ احمد طالبیان ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ قصد ندارد عقیده ای را تحمیل کند یا ادعای عقل کلی کند فقط می خواهد عقاید خودش را در زمینه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی شهربابک و شاید ایران و شایدم جهان به اشتراک بگذارد همین و بس. نقل از مطالب این وبلاگ با نام نویسنده، بی نام نویسنده، با نام نویسنده دیگری مجاز است.
این وبلاگ را اگر ثواب و خیری داشته باشد تقدیم به مولای غریب و عزیزم حضرت مهدی (عج) و نایب عزیز و بر حقش امام خامنه ای می کنم تا عرض شرمندگی باشد به پیشگاه شهدای انقلاب.
لینک های مفید