با سلام خدمت خوانندگان این وبلاگ ،در این پست میخواهم یک سوال مطرح کنم و با کمک شما به ان پاسخ دهم،شیوه پاسخ دهی هم اینطور خواهد بود که شما در قسمت نظرات ،پاسخ خود را میگذارید و بنده ان زا ذیل همین مطلب  اضافه میکنم و در پایان جمع بندی خواهم نمود ،انشاالله:

و اما سوال: سالهاست یک مشکل و معضل فرهنگی گریبانگیر ماست و ان این است که ما در قالب طنز و تمسخر و جک ،به شخصیتها و اقوام مختلف که بیشترشان جزئی از مفاخر و هویت ما هستند ، توهین میکنیم ،اکنون با ورود تکنولوژی های جدید ،بستر برای رشد قارچ گونه ی این بیماری در فضای جامعه مهیاتر شده است ،این در حای است که گاه افرادی با این حربه و اسلحه ،مقدسات ما را نیز هدف قرار میدهند.

سوال من این است که به نظر شما خواننده عزیز ،آیا با اینطور کارها موافق هستید یا نه ؟اسیبهای این طور کارها را چه میدانید؟ریشه ی این معضل را از کجا میدانید؟؟ آیا راه حلی برای این موضوع پیشنهاد میکنید ؟؟

منتظر پاسخهای شما هستم و در عین حال تحلیل خودم را در پست بعدی در مورد این موضوع مطرح خواهم نمود


برچسب‌ها: سوال , طنز , تمسخر , هزل

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 | 9:6 | نویسنده : احمد طالبیان |

وقایع جهانی و کشور وحتی شخصی را میتوان از زوایای مختلف نگریست و انها را تحلیل کرد، ولی یکی از زاویه های که حتما باید از دریچه ان به این وقایع نگاه کرد دید مهدوی یا اخبار ظهور یا دید  اخرالزمانی است

گویی جهان در حال یک رستاخیز بزرگ است، رستاخیری که طومارهایی را در هم خواهد پیچید و زمین و زمان را از نو متولد خواهد کرد......

اکنون انسان، این کودک تنهای هستی، دردهایی را تحمل میکند، که گاه ذکر انها هم از توان و طاقت قلم بیرون است !!

براستی انسان تاوان چه چیز را میدهد؟! کدام درس فراموش شده ، چنین تنبیه بزرگی را در پی دارد و تا کجا این تنبیه ادامه خواهد داشت؟!

 


برچسب‌ها: گناه , آخرالزمان , انسان , قتل

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 18:39 | نویسنده : احمد طالبیان |
 

حوادث عراق و سوریه و افغانستان با همه تلخی ها و رسوایی هایش یک نکته ی عمیق برای همه ملتهای مستقل و ازاده جهان، به ویژه ملت ما داشت ، ان نکته مهم که بر امده از رنجها و خونهای مردم بی گناه و اوارگی انهاست، این است که اگر ملتی نخواهد یا بهتر بگویم امادگی فکری و فیزیکی نداشته باشد که سرنوشت خود را ،خود به دست بگیرد ، هستند کدخداها و دلقکها و عروسکهای خیمه شب بازی شان،که اینکار را انگونه که خودشان میخواهند و منافعشان ایجاب میکند ،انجام بدهند

کدخداهایی که به تصمیم گیری و قمار بر روی کشورها و ملتها عادت دارند! انگار عادتشان شده است که فرعون وار  ادعای خدایی کنند و برای سرنوشت و زندگی و مرگ دیگران تصمیم بگیرند

در این بلبشوی سیرک وار ،که سازمان ملل و حقوق بشر و سازمان انرژی اتمی دلقکها و حیوانات دست اموز هستند  و دنیا شاهد زشت ترین و کثیف ترین اجرای بشر برروی این صحنه است ، ملتی میتواند این صحنه را بر هم بزند و حرفش را بر کرسی بنشاند و حقش را بگیرد، که عزم و اراده و خواست درونی و مهمتر ،استحکام ایمانی و خودباوری داشته باشد

اکنون بر ماست که بیش از پیش بر این خودباوری و ایمان بیافزاییم و نباشد کسی یا جریانی یا رسانه ای فقط و فقط برای اغراض خودخواهانه شخصی و حزبی به این باور و ایمان ضربه بزند که نتیجه اش فاجعه بار خواهد بود، فاجعه ای به مراتب وخیم تر از جریانات و اتفاقات تاسف بار سوریه و عراق !!


برچسب‌ها: عراق , سوریه , کدخدا , افغانستان , دلقک

تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 11:18 | نویسنده : احمد طالبیان |
 

قاتل در کمتر از چهار ساعت دستگیر شد

اتشنشانی در سال جاری بیش از دویست ماموریت موفق داشته است

در زلزله اخیر نیروهای امدادی موفق شدند جان صد نفر را که زیر اوار مانده بودند را نجات دهند

تعداد معتادینی که با کمک دولت موفق به ترک اعتیاد خود شدند و دامان جامعه برگشتند بیش از دو هزار نفر است

دزدان خانه پیرزن بعد از سه روز متواری شدن ،بالاخره دستگیر شدند

اینها تیترهای تقریبا هر روزه مجلات و روزنامه های ماست!! میشود به این تیترها، بسیار افزود، مسایل و اسیبهای اقتصادی و سیاسی و فرهنگی که تیتر می شوند و رونق روزنامه نگاران و مجلات، تا کسی ترغیب شود و پولی بابت خواندن اینها بپردازد البته بحث من اصلا معزل حاشیه نگاری روزنامه ها نیست یا نمیخواهم در مورد مردمی بگویم که وقت و عمر خودشان را پای خواندن این طور مطالب میگذارند و با علاقه انها را دنبال میکنند،یا نمیخواهم بگویم چرا باید بعضی رسانه ها برای فروش بیشتر امنیت فکری مردم را به خطر بیاندازند و سیاهنمایی کنند

 


برچسب‌ها: قاتل , مدیریت , ماهواره , واتس اپ , شیعه

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 | 11:15 | نویسنده : احمد طالبیان |

متاسفانه خیلی ها فکر می کنند فرد با ازدواج، هویت شخصی و فردی خود را از دست می دهد یا باید از دست بدهد!! یعنی دیگر نباید برای خودش حریم شخصی و فردی تعریف کند و نباید سلیقه و علایق شخصی داشته باشد و زمانی رابه خودش اختصاص دهد و متاسفانه ازدواج با این دیدگاه دیوار بلند یک حصار، تعبیر می شود، که فرد را گرفتار خود می کند، در صورتی که باید بر عکس آن باشد و فرد با ازدواج، فراقت بال بهتر و بیشتری برای رسیدگی به علایقی که در نهاد او گذارده شده و شاید در مشغله زندگی مجردی، فرصت و آسایش خیالی برای رسیدن به آنها نداشته، داشته باشد (تحصیل، انجام امور مذهبی، ورزش، هنر و...)

 


برچسب‌ها: زناشویی , انحصار طلبی , زندگی

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 7:37 | نویسنده : احمد طالبیان |

زهرا جان دخترک نازم سلام، سلام ،بابا، سلام ِبابا جنسش از جنس نرمی و لطافت و زیبایی ست ،مثل ... مثل عروسک خرسی پشمالویت، بیا بابا بیا بنشین می خواهم قصه ای برایت بگویم، قصه بابا با یکی بود و یکی نبود شروع نمی شود، چون یکی بوده و یکی هست و یکی خواهد بود که جای همه بودها و نبودها ، هست .

قصه بابا بزبز قندی و شنگول و منگول و حبه انگور، ندارد و گرگ بدجنس هم .... چون توی قصه بابا گرگ بدجنس، نفس خود باباست و شنگول و منگول و حبه انگور ، هم دوران زندگی بابات (کودکی و جوانی و میانسالی )

مهم نیست بزبز قندی کجاست و چه می کند ، چون گرگه ، خودش را به هزار رنگ در می آورد تا زندگیت را ببلعد.

بگذریم بابا،بگذار قصه مان را شروع کنیم..............

 


برچسب‌ها: زهرا , دختر , قصه , بابا

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 10:12 | نویسنده : احمد طالبیان |
 

تقدیم به دوستی که این نظر رو در مورد مطلب گلوله های شهوت گذاشته است:

((سلام
دوستی می گفت بخشی از کسانی که پیش از ازدواج ، رابطه جنسی دارند و نتونند همون لذت رو پس از ازدواج دوباره تجربه کنند زندگی شون به طلاق ختم میشه
مشکل دوم اینکه افراد متاهل هم می تونند ازدواج موقت داشته باشند یا نه و این سوال پیش میاد که مرد و زن هر دو می تونند به دنبال ازدواج موقت برن یا فقط مرد . به عنوان مثال اینکه فرض کنیم زن و شوهری که نمی تونن یک رابطه جنسی موفق داشته باشند که متاسفانه تعدادشون توی جامعه ما هم کم نیست و به مرد این فرصت داده بشه که با ازدواج موقت نیازش رو برطرف کنه و زن هم بسوزد و بسازد اصلا با اخلاق و منطق جور در نمیاد و یا اصلا زنان جامعه ما حاضر به پذیرش این چنین حقی برای مردان هستند؟؟ مردان چطور؟
چگونه جلوی مشکل بی بند و باری که قطعا در پی خواهد داشت را می گیرید
یا حتی این سوال پیش میاد که چه راه حلی به دخترها ارایه می دین که پیش از ازدواج غریزه جنسیشون رو ارضا کنند؟؟؟
و به قول خودتون حواشی زیاد داره و تا زمانی که جواب قانع کننده ای به حواشی داده نشه مورد پذیرش قرار نمی گیره
بد نیست که در این خصوص نظر تعدادی از زنان هم گرفته بشه البته بعید می دونم که به خود اجازه چنین کاری را بدهید چون شما باید برای زن در همه موارد، حتی حجاب او تصمیم بگیرید
البته نکته جالب موضوع اینجاست که خداوند علیم هم در قرآن برای ما در این خصوص صحبت کرده است و تا آنجایی که بنده با عقل نداشته خود متوجه می شوم به ازدواج دایم توصیه شده است . در صورت نداشتن شرایط ازدواج، صبر همراه با عفت پیشه کنید. اجازه ازدواج موقت در صورتی داده شده که نتوان به هیچ عنوان صبر کرد و نکته زیبا و جالب توجه اینجاست که در پایان آیه می فرمایند که اگر صبر می کردید برایتان بهتر بود
حال باز اصرار بر ازدواج موقت داشتن جای کمی تامل دارد
برادر در خصوص توصیه به ازدواج موقت با محافظه کاری بیشتری صحبت کنید))

 


سلام دوست عزیز اول باید تشکر کنم که وقت گذاشتید و نظر دقیق و موشکافانه ای دادید و اما بعد، دوست عزیز من هم مثل شما در وضعیت عادی و سفید و طبیعی معتقدم بهترین راه حل و بهترین راه درست زیستن ، ازدواج دائم و خانواده ای متشکل از پدر و مادر و فرزندان است اما
.....


 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه نهم مهر 1393 | 10:49 | نویسنده : احمد طالبیان |
از جمله ابزارهای تهاجم و جنگ نرم بر علیه خیلی کشورها و به ویژه کشور ما که توانسته تا حدی نیز موفقیت آمیز باشد ، استفادهابزاری از غرایز به ویژه غریزه جنسی است، غریزه جنسی از یک طرف با لذت جنسی و از سوی دیگر با حس کنجکاوی و میل به تجربه و تنوع طلبی و هیجان و.... در انسان امیخته است ،باید قبول کنیم این غریزه به عنوان ابزاری کارامد در جنگ نرم به عنوان سلاح اصلی به کار میرود و از انجا که جامعه مورد حمله و اسیب پذیر ،قشر جوان جامعه می باشند ،پس بسیار مهم است که ما چگونه باید اولا با خود این غریزه ،ثانیا با فرد دارای این غریزه(جوانان) ثالثا با سوء استفاده کنند گان با این غریزه برخورد کنیم در واقع برنامه ما برای هر کدام از این گروهها باید متفاوت باشد اما راه مقابله با این میل چیست؟؟ آیا نصیحت یا تهدید و سرکوب بهترین راه است؟؟ آیا رها کردن و سکوت و بی تفاوتی به این میل و نادیده گرفتن آن درست است؟؟ آیا در فضای امروز جامعه که رسانه ها مثل اینترنت و ماهواره و... که دائما در حال تحریک جنسی و دامن زدن به تنوع جنسی افراد است ، گفتن هیس!زبانت را گاز بگیر و در مورد فلان موضوع جنسی حرف نزن،صحیح است؟؟ایا درست است که ما در یک سکوت مرگبار و منفعلانه ، نابودی جوانان بی گناهمان را به نظاره بنشینیم و در مورد همه چیز صحبت بشود و برنامه ساخته بشود و کارشناس اورده شود جز مسائل جنسی؟؟و آیا جامعه ای که به سمت بی بندو باری رفت می شود امید داشت مفاهیم بلند بشری مثل شهادت طلبی،ولایت ،ایثار وشرافت و وفا و تعهد و....که ضامن بقای ما هستند،را بفهمد؟؟تا کی باید کسانی با درک این نیاز در جوانان ما، از ان سوی ابها ، مثل عروسک انها را در جامعه و در مقابل چشمان خواب آلود ما، به رقص در اوردند و ما نظاره گر این رقص مرگبار باشیم؟؟

 


برچسب‌ها: شهوت , جنسی , سکوت , پدرومادر , ایمان

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 19:2 | نویسنده : احمد طالبیان |
من مسجدم ، هر روز از فراز گلدسته هایم شما را نگاه می کنم ،میبینم که چقدر با عجله در رفت و آمدید انقدر عجله هایتان مهم است، که حتی وقتی من با نوای ((حی علی صلوه)) شما را دعوت می کنم به حضور در خانه خدا، نمیشنوید یا اگر میشنوید خودتان را به نشنیدن می زنید، من از فراز گلدسته هایم تکاپوی شما را میبنیم و میدانم اگر امروز با پای خودتان به من سر نمیزنید، روزی مجبورید که به من سر بزنید، انروز ملاها برای شما ساعتها قران میخوانند و مردم برای شما نماز و دعا !!اما هر گز اینها جای دعا و نمازی که خودتان میتوانید امروز بخوانید را نمیگیرد.. من مسجدم روز قیامت از جمله کسانی هستم که میتوانم از تو شکایت به خدا کنم یا دستت را بگیرم و پیش خدا گواهی دهم که تو با من در دنیا خوب بودی...بگویم رفیقم بودی، ابادم کردی و هوایم را داشتی که از رونق نیفتم من مسجدم صفهای نمازم، دلگرمی من است ، اما دلم میگیرد وقتی شما مردم را می بینم که برای کسب دنیا صفهای طولانی میبندید و سر و دست میشکنید و وقتی به من می رسد حالش را ندارید یا وقتش را!!! نمیدانید چقدر خوشحال میشوم وقتی شما مردم را در حال امدن به سوی خود میبینم،وقتی جوانان را در صفهای نماز جماعت به نیایش خدا مشاهده میکنم ....میبینم که فرشتگان در نوشتن لحظه لحظه اعمال و رفتار شما مردم در مسجد، چقدر دستپاچه اند و عاقبت هم کار حساب و کتاب شما مسجدیها را به خود خدا میسپارند....چون از درج ثواب ان عاجزند... من مسجدم مرا دریابید و از من دور نشوید! با من قهر و بی مهری نکنید،اگر یک مسجدی بدی کرد پای من ننویسید، مرا خدا به شما هدیه داده تا در این دنیای پر از التهاب، پناهگاه شما باشم و ارامش بخش روزها و شبهایتان !!! من مسجدم .........باورم کنید زیرا من دین و ایمانتان را باور دارم....


برچسب‌ها: مسجد , خدا , آخرت , ایمان

تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 19:52 | نویسنده : احمد طالبیان |
رفته بودیم خانه شهید حسین منگلی و پدر ایشان خاطره می گفت؛ از میان همه خاطره ها یکی خیلی برایم جالب بود : پسرم حسین ،وقتی در جبهه بود ، به او گفته بودند بیا و لباس نو نظامی بپوش و آن لباس کهنه را از تن بیرون کن ،جواب داده بود مگه این نظام چقدر پول داره که دائم برای من لباس بدهد، لباس را نپذیرفته بود و با همان لباس کهنه شهید شده بود. می خواهم بگویم حسین آقا! کجایی که ما ،همانهایی که دو دقیقه کار مفید برای این مملکت انجام نمی دهیم ، همانها که انقلاب ما را از ته جامعه بالا کشید و آقای فلانی مان کرد ، همانها که با خانه و ماشین و حقوق آنچنانی ، هنوز دهانمان هزار گز باز است و زبانمان به شکر کوتاه ،همانهایی که هر کدام سهمی در مشکلات مملکت داریم ،اما چنان حرف می زنیم که انگار معصوم و بی گناهیم، همانها که..... همین ما ،بر عکس تویی که اگر هزار جان داشتی، بابت بدهی که همیشه احساس می کردی به این انقلاب و ولایت داری، می دادی،تویی که اگر بودی ،فارغ از اینکه چه کسی چه کار می کند ،کار خودت را انجام می دادی....... و مگر زمان تو بنی صدر ها کم بودند، آدمهای دزد که از وضعیت لرزان انقلاب سود می بردند کم بودند ؟؟ کم بودند کسانی که خودشان و بچه هایشان را در هفت پستوی خانه شان قایم می کردند که مبادا گرد جنگ به قبایشان بنشیند؟؟ اما تو فقط یک چیز را دیدی لبان ولایت را،خدا را و انقلابی را که بعداز هزار و چهارصد سال لبخند بر لبان پیامبر گذاشت،این ماییم که دائم فعل خواستن صرف می کنیم و آن را به بچه هایمان با شیر مادر می نوشانیم، جالب است ما همیشه از انقلاب طلبکاریم بدون هیچ بدهی!!! حسین آقا! کجایی که امروز در بازار پست این دنیا، انقلاب را حراج می کنند و همه از این انقلاب سهم خواهی می کنند تنها ندایی که در این شلوغی بازار به گوش می رسد همین است: آقا به نوبت! به همه یک تیکه از این انقلاب می رسه . حسین آقا! شک ندارم، روز قیامت همین لباس کهنه ات ،برای جهنم رفتن شیک پوشان و شیک خواهان امروز انقلاب، کافیست.


برچسب‌ها: شهدا , منگلی , انقلاب

تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 20:10 | نویسنده : احمد طالبیان |
همه جا هستند در اندازه ها و رنگها و مدلهای مختلف ، چاق و لاغر و سفید و بنزه ، و در سن و سال مختلف ،نوجوان وجوان و میانسال و پیر ،هر جا چشم می اندازی انها را میبنی ،در نقشهای مختلف ،در نقش یک عابر بی هدف درخیابان ،در نقش یک قلیان کش قهار در یک پارک و یا محیط عمومی،راننده،رقاصه های ماهر عروسی و ایحیانا مهمانی ،فروشنده چیپس و پفک ، زائری عاشق و دلسوخته که صف مردان را میشکافد و تنه به تنه شان می زند.... در فضای مجازی هم که باشی انها را بیش از هر چیز و کس دیگر میبینی، مهم نیست چه چیز را سرچ می کنی،از قیمت پفک و چیپس تا قیمت ادمها...از مسایل سیاسی گرفته تا مسئله محیط زیست و ... جایی که نباشند نیست ،هر جا هم حضورشان کم رنگ دیده میشود، صدایشان را بلند میشنوی ..

ادامه را دنبال کنید



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 19:55 | نویسنده : احمد طالبیان |
روزی ارباب و ثروتمندی با نوکرش به دهکده ای فقیر و محروم از لحاظ اقتصادی و فرهنگی وارد شد، او آنجا تعداد زیادی میمون را دید که ازادانه در کنار مردم زندگی میکردند و کسی هم با انها کاری نداشت، ارباب فکر کرد چطور میشود از این میمونها و آن فقر فرهنگی و اقتصادی استفاده نمود!! روزی اعلامیه زد و چو انداخت که برای هر میمون مبلغ پایینی میدهد، مردم ترغیب شدند و میمونها را گرفتند و تحویل دادند و به هر حال پولی به جیب زدند، اما وقتی تعداد میمونها کم شد و گرفتنشان سخت، دیگر ان مبلغ ارزش دوندگی را نداشت ،پس مردم از گرفتن میمونها با ان قیمت سر باز زدند ، روزی دیگر ارباب اعلام کرد قیمت میمونها را دو برابر کرده مردم باز به دنبال میمونها راه افتادند و کمی به جیبشان اضافه شد! اما باز قیمت و سختی گرفتن میمونها برابری نمیکرد و ارباب باز هم قیمت را بالا برد ، این روال ادامه داشت تا زمانی که وجود میمونها خیلی کمیاب شد ....


برچسب‌ها: سیاست , غرب , داعش , وهابیت , اسلام

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:29 | نویسنده : احمد طالبیان |
فیلم طبقه حساث ساخته کمال تبریزی را دیدم به نظرم رسید بد نیست در مورد این فیلم که به موضوعی اجتماعی و دینی پرداخته نقدی بزنم البته از دید یک مخاطب و نه کس دیگر!! فیلم ،با مرگ یک زن که درحال اشپزی در خانه است شروع میشود، او نماد یک زن خانه دار است! یک زن که با عشق و علاقه برای همسرش آشپزی میکند و فرزند پروری کرده و اتفاقا در مظلومیت در حالیکه در تدارک غذا برای همسرش است، می میرد مرگ این زن که تا لحظات آخر فیلم، به عمد اسمش هم برده نمی شود ،در واقع میخواهد در فیلم این طور القا کند که نوع این زن و تفکر اینگونه زیستی زنان، به پایان رسیده و دوران جدیدی اغاز شده است که نمیپذیرد زن خانه دار را !! نکته ای که بر این امر صحه میگذارد فرزندان دختر این زن هستند، انها برای خود اسم و عنوان دارند و هرگز تن به شیوه مادر نمی دهند ، در جایی دختر به همسرش میگوید((روتو زیاد نکن ....) این دیالوگ در کنار سایر دیالوگها نشان میدهد فیلم میخواهد بگوید دوران مردسالاری تمام شده است و زنان باید حق خود را از جامعه مردان بگیرند ،این حق همان است که سالها مادران این دخترها، از ان محروم بوده اند و اکنون زمان بازپس گیری این حق خورده شده است... راه حق گیری هم از بین بردن غیرت مردان که عنوان یک دیکتارتوری بر سر زنان حکمفرما است، میباشد .


برچسب‌ها: فیلم , طبقه , حساث , کمال تبریزی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393 | 13:31 | نویسنده : احمد طالبیان |
اقدام عجیب این دختر زیبای هرزه در ماه رمضان اولین دخترباز کشور مالزی به اسلام گروید و انرا تولد دوباره خود خواند. “فلیکسیا یپ” اولین پلیبوی مالزی است که طی مراسمی روز ۵ شنبه هفته قبل هرزه گی های خود را کنار گذاشت و به اغوش اسلام گروید.

11 6 اقدام عجیب این دختر زیبای هرزه در ماه رمضان + عکس

 

و این خبر را در صفحه فیس بوک خود که ۸۵۰ هزار بیننده دارد منتشر نمود.وی در سخنانی می گوید:من از همه می خواهم برایم دعا کنند تا در سفری که تازه شروع کرده ام ثابت قدم باشم.و تنها خداوند است که می تواند اجر و پاداش دعاهای انها را بپردازد.از هنگامی که این خبر روز پنج شنبه در صفحه فیس بوک خانم قرار گرفته است بیش از ۷۵۰ هزار بار لایک شده است.

 

او در یک اقدام نمادین روز جشن تولد ۲۸ سالگی خود به دین اسلام گرویده است.او همچنین قبلا از مدلهای معروف مالزی محسوب می شده است.روزنامه استار چاپ مالزی گزارش داد خانم در وبلاگی با این عنوان”حقیقت پشت حجاب من”گفته بود:من معتقدم ارزش انسانی من بیش از اینهاست که بدنم را به نمایش بگذارم.ارزش من فراتر از اینهاست.

 

11 7 اقدام عجیب این دختر زیبای هرزه در ماه رمضان + عکس

 

برایم مهم نیست که مورد توجه باشم و دنبال شهرت طلبی نیستم. روزنامه رکیات پست همچنین گزارش داد خانم در وبلاگ دیگر گفته است:من قبلا روزهای یکشنبه به  مدت دو سال به کلیسای کاتولیک می رفتم به طوریکه با اصول انها اشنا شده بودم.همچنین مدتی به یادگیری دین بودا و برخی ادیان دیگر پرداختم.

 

تا کنون اینقدر نزدیکی به خدا را احساس نکرده بودم.گویی تازه متولد شده ام.امروز روز بیادماندنی در زندگی من است.روز تولدم مصادف شد با روز ۵ ماه رمضان.من خیلی خوشحالم که روز تولدم مصادف شده است با روز ۵ از ماه رمضان که این روزها نزد پیامبر اکرم بسیار گرامی است

پینوشت:

میگم چه اشفته بازاریه ...بعضی دخترای مسلمان له له میزنن برای اون سبک زندگی و امثال این دختر که تعدادشون کم هم نیست تشنه پاکی و طهارت...این همون اتفاق بزرگ اخرالزمان است یعنی شکل گیری جبهه حق و باطل ...این میان افسوس اگر من شیعه در جبهه حق نباشم و جای من با دیگرانی پر بشه



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 | 12:5 | نویسنده : احمد طالبیان |

سوالاتی که باید دیر یا زود از خودمان در مورد خانواده بپرسیم:

 چقدر همدیگر را میشنویم؟؟ نگفتم چقدر به همدیگر گوش می دهیم ،گفتم چقدر همدیگر را میشنویم، چون ادمها، مخصوصا زنها دلشان می خواهد شنیده شوند ، انها دوست دارند ، سکوتشان را هم بشنوند،گاهی حرفهایی در حرکات بدن هست ،که اگر دقیقا با گوش دل و محبت و عشق شنیده شوند ،در زندگی معجزه افرینند.....

چقدر همدیگر را دیده ایم؟؟نگفتم تماشا کرده ایم ، تماشا فقط برای فیلمها و سریالها و سایر چیزهاست ، گفتم دیدن همدیگر ، دیدن یک ادم فرق دارد با دیدن یک ماشین یک خانه ،حتی یک گل ، ادمها را باید تماما دید ،اما افسوس که ما همیشه ادمها را نصفه و نیمه می بینیم یک ادم مجموعه ای از خوبیها و عیبها و نقصها و نقاط قوت است ، چقدر به زیباییهای  هم خیره شده ام ، انقدر که وقتی چشمهایمان را روی هم می گذاریم پشت سیاهی پلکهایمان هم همدیگر را ببینیم

 

 

رسانه ها با ما چه میکنند؟؟ آیا مطمئنیم کنترل انها دست ماست؟؟ یا نه این یک توهم است و در واقعیت کنترل ما دست انهاست؟؟ انها به ما می گویند ،چه چیز را دوست بداریم و چگونه دوست بداریم ؟؟ انها به ما می گویند چه چیز را زیبا ببینیم ، چه چیز را زشت!!! انها به ما دیکته می کنند ، به چه بخندیم ،و چه ارزوها و خواسته هایی داشته باشیم؟؟ انها ما را به جای صحبت با یکدیگر به شنیدن خودشان فرا می خوانند ؟؟ نقش رسانه ها بویژه شبکه های ماهواره ای  در تنوع طلبی جنسی  و خیانت و از هم پاشیدگی خانواده چیست؟؟آیا ماهوراه ها برای زندگی ما بی خطرند؟؟ ایا می دانیم ماهواره ها بیش از 20 نوع افت خانوادگی را به طور مستقیم و غیر مستقیم ،وارد حریم زندگی ما می کنند؟؟

 


برچسب‌ها: خانواده , زن , محبت , عشق

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هفتم شهریور 1393 | 8:12 | نویسنده : احمد طالبیان |

گفت : چه فرقی میکند مسلمان، چهار کلمه به اصطلاح صیغه محرمیت می خواند و با مقداری پول ،جسم زن را جهت نیاز مرد اجاره میکند برای مدت کوتاهی و بعدش هم به سلامت ،آن کسی هم که فحشا میکند هم به شرط مقداری پول جسم طرف را جهت نیازش اجاره میکند، برای مدت کوتاهی و بعدش هم به سلامت،فقط آن چهارتا کلمه را بر زبان نمیراند....

گفتم:البته قیاس بدی کردی این دو کار از دو جنس متفاوتند و دو راه کاملا مخالف، نتیجه شان رسیدن به دو مقصد متفاوت است ....اما.....

 


برچسب‌ها: ازدواج , موقت , صیغه , سکس , فحشا

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 17:53 | نویسنده : احمد طالبیان |

من می خواهم از دیدگاه یک بدهکار به انقلاب اسلامی ایران نگاه کنم! تعجب کردید؟ شاید بعضی هاتان در دلتان هم فحشی نثارم کردید که ای بابا ما میگیم قیمتا بالاست، بنزین گران شده، این چه وضع بانکداری است، پارتی بازی بیداد می کند آن وقت تو.... ببخشید اول حرف من را بشنوید....

 


برچسب‌ها: طلبکار , انقلاب , پارتی بازی , ذشمن

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 0:30 | نویسنده : احمد طالبیان |

امشب در حلقه صالحین شهید محمودی( یکی از حلقه های نوجوان صالحین مسجد )بحث خوبی بین بچه ها در گرفت ، موضوع این بود که چرا بچه های این دوره و زمانه خیلی طاقت تحمل همدیگه رو ندارند؟ چرا درادبیات خودشان دقت نمی کنند و بیشترین حدی که میتوانند با هم به گفتمان بپردازند بیست جمله هم نیست ،بعدش دیگر درگیری لفظی و دعواست؟چرا این نسل در اشتراک گذاشتن افکار و عواطف خود ناتوان است؟چرا آستانه صبر این نسل بسیار پایین است؟ عیب از چیست؟؟

نظرات گوناگونی گفته شد اما از بین نظرات و جمع انها یک معضل خودنمایی میکرد ،آن اینکه:

 متاسفانه با کاهش جمعیت خانواده ها ،یکی از اسیبها به فرزندان همین فرد گرایی و ستیزه جویی و دوری و انزوا از گروه و جمع است زیرا خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی باید توانایی اجتماعی کردن فرزندان را داشته باشد، باید به او بیاموزد تنها خود را نبیند و دیگران را نیز درنظر بگیرد ،خانواده باید استانه ی صبر فرد را بالا ببرد ،قدیمترها اینکار توسط تعدد فرزندان،به طورخودکار انجام میشد، فرزند از بدو تولد با تعامل با برادر و خواهر خود ،تمرین میکرد تا دراینده بتواند در جامعه ای بزرگتر با برادر و خواهرهایی بیشتر ،نیز چگونه تعامل و ارتباط برقرار کند...اومی اموخت چگونه عواطف خود را بروز دهد و همزیستی مسالمت امیزبا دیگران برقرار کند، او یاد میگرفت کجا و کی باید برای حقش بایستد و کجا باید چشم پوشی کند...

اما امروزه با ورود فرهنگ فردگرا و لذت جو و مادی گرای غرب و با دوری از خدا به عنوان رب و روزی دهنده ،ماشاهد این هستیم که تعداد فرزندان کاهش یافته ،لذا ضربات تربیتی بزرگ و جبران ناپذیری به فرزندان وارد میشود،.....فرزند کمتر، موجب میشود فرد در فضایی فردگرایانه و منزوی رشد پیدا کند،فضایی که به او می اموزد تمامی امکانات و ابزار و وسایل باید برای راحتی شخص او باشند و او نمیاموزد معنی اشتراک امکانات و هم زیستی اجتماعی سالم یعنی چه؟ او فقط ((من)) را می اموزد و روزها و شبهای عمرش را فقط به مشق کردن همین من می گذراند ،نباید از چنین نسلی توقع داشت بتواند حضور دیگران را در کنار خود تحمل کند و نگاهش به دیگران به جای رقیب ،رفیق باشد..متاسفانه جامعه ی ما دارد به بد سمت و سویی میرود ،امیدوارم مردم خودشان دلشان برای خودشان بسوزد و درمورد نحوه زندگی شان تاملی عمیق کنند......


برچسب‌ها: حلقه صالحین , جمعیت , فردگرایی , فرزند , شهید محمودی

تاريخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 | 23:44 | نویسنده : احمد طالبیان |

حوادث غمبار اخیر، که در کشورهای اسلامی اتفاق افتاده و هم اکنون هم در حال جریان است مانند جنایات گروه داعش در عراق و سوریه با شعار لااله الا الله محمد رسول الله و نیز اقدامات گروهای تکفیری و سلفی دیگر در سایر کشورها ،بعضی ها را به فکر فرو برده تا یک راه حل جامع و قاطع برای اینطور موضوعات پیدا کنند ،انها دوری جستن از تعصبات دینی را یک راه حل ریشه ای و اساسی برای این معضلات میدانند و برخی پا را فراتر گذاشته، کنار گذاشتن دین و دیانت به ویژه اسلام را بهترین راه حل موجود دانسته اند و این حرکات را نهفته در ذات دین و اسلام مید انند و برای اثبات ادعای خود کشورهای غربی را مثال می زنند که ببینید اینها دین را کنار گذاشته اند و از گزند این افراطی گری ها مصون اند!! امروز تمام جنگها و کشتارها و اعمال تند مذهبی و دینی در جهان اسلام است ،شما یک کشور اسلامی نام ببرید که از اسلام و دین و دیانت ضربه نخورده باشد و گرفتار آتش تعبات مذهبی نشده باشد.....!!

 


برچسب‌ها: داعش , بی دینی , قتل , عراق , سوریه

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 | 22:32 | نویسنده : احمد طالبیان |

در هفته ای که گذشت بابک زمین در مطلبی تحت عنوان ((چرا طلاق در سالهای اخیر در کشور افزایش یافته است))و با تیتر در 70درصد طلاقها زنان متقاضی بودند به بیان عللی پرداخت و از انجا که در مطلب خود از زبان یک دکترای فلسفه سیاسی به بیان موضوع طلاق پرداخته بود که اساسا هیچ ربطی به موضوع خانواده و اجتماع و طلاق و ازدواج ندارد بنده نیز به خود جرات میدهم و به عنوان فوق لیسانس مدیریت در این مورد مطلب نگاری میکنم

 


برچسب‌ها: بابک زمین , طلاق , شهربابک , زن

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 22:40 | نویسنده : احمد طالبیان |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.