داستان طنز(شهرمن)
این یک داستان کاملا خیالبافانه و زائیده ذهن مغشوش نویسنده است هر گونه تشابه رسمی و اسمی با هر شخص و شهر وغیره کاملا تصادفی است:
شهر من شهر من است منظورم این نیست که مال من است نه!منظورم این است که اسم شهر من،شهرمن است تعجب کرید؟؟ باید هم تعجب کنید خود ما اهالی شهر هم اصلا به این نام عادت نکرده ایم و برایمان تکرار این نام، هر بار تعجب بر انگیز است، اینکه چه کسی اولین بار اسم این شهر را شهرمن گذاشته دقیقا مشخص نیست، از سنگ نبشته ها و حکاکی ها بر می اید ،قدمت شهرمن به سالهای پارینه سنگی و ژوراسیک و اینطور وقتها می رسد، حتی یک از اهالی هم ادعا کرده بود فسیل یک دایناسور ماده را در خانه اش کشف کرده است ،که البته او این فسیل را در اختیار شهردار شهرمن و باستان شناسان قرار نداده و تا این تاریخ هم نگفته از کجا نر و ماده بودن فسیل را فهمیده!!
حالا که بحث به اینجا رسید باید بگویم شهرمن، قوانین خودش را داردمثلا اگر کسی چیزی پیدا کرد میتواند بگوید مال من است وکسی هم حق گرفتن ان را از او ندارد(حتی اگر حقش هم نباشدو به قول این دیندارهای تعصبی ،غصبی هم باشد)تا زمانی که خودش از ان سیر شود و بخواهد پسش دهد.
این چیز میتواند شیء باشد یا حتی یک پست ومقام ،همین چند وقتها بود که شهردار قبلی شهرمن،که شانسی شانسی پست شهرداری را پیدا کرده بود و سالها آن را تصاحب کرده و میگفت مال من است،خودش سیر شد وتحویلش داد وگرنه حالا حالاها طبق قانون شهرمن، شهردار بلامنازعه شهر بود
قانون دیگر شهر، قانون به من چه است،همه موظف هستند از این قانون مترقی تبعیت کنند، این قانون یعنی اینکه هیچ چیز به هیچ کس ربطی ندارد،ما در جواب هر کسی که مثلا بگوید فلان جای شهرتان(شهرمن) خراب است،یا فلان سرمایه شهرتان را میبرند و میخورند ،یا آب شهرتان رابرده اند و آبی هم رویش،میگوییم به من چه!قانون به من چه،حتی شامل مسئولین هم میشود و مثلا مسئول محیط زیست حق ندارد در مسائل مربوط به محیط زیست و آلودگی صنعتی و این طور خرافات دخالت نماید .
البته پر واضح است که مثل خیلی از امور ،مسئولین در این مورد از مردم پیشروتر هستند و همین دیروز و پریروز بود که به خاطر اخراج ناجوانمردانه یک مهندس بومی از یک شرکت پرفساد غیر بومی ،وقتی مهندسه میره پیش مسئولین ذی ربط ،انها طبق قانون شهر ،بهش گفتن : به من چه
قانونِ به من چه، گاهی در یک قالب پیشرفته خودنمایی میکند مثلا در انتخاباتها بیشتر افراد با توسل و توکل به این قانون رای میدهند و الحق تا به حال همه رایها مثل تیری بوده که وسط هدف خورده است،قبول ندارید؟؟ بیایید وضع شهرمن را ازنزدیک نظاره کنید!!
قانون سوم این شهر قانونِ فقط من است ،یعنی همه افراد شهر باید با توجه به قانون فقط من، به فکر من باشند اینجا(یعنی در شهر من) کسی حق ندارد به چیزی جز من فکر کند، همین پارسال بود که یکی از افراد شرور و ناباب از کلمه ((ما)) استفاده کرده بود و مردم در مراسم سنگ پرانی (مراسم بسیار مهمی است که با ان افراد ناباب را مجبور به ترک شهر من ،میکنند و همه مردم کوچک و بزرگ ،پیر و جوان ،زن و مرد در آن شرکت می کنند)چنان سنگ پرانی بر سر و رویش کردند که بدبخت بیچاره الان در یکی از از شهرهای اطراف مشغول غاز چراندن است.
راستی یادم رفت بگویم که این قانون من و فقط من شامل حیوانات هم میشود مثلا گاوها،در شهرمن به جای ((ما ما ))میگویند من من !!
بد نیست این خاطره را هم بگویم که شما بدانید ما در شهرمان با قانون شکنان چه جور معامله میکنیم ،همین پارسال بود که زن همسایه من، که با خانوم من ،رفت و امد دارد و بچه من با بچه همسایه من، هم بازی هستند در خانه من مهمان بوده و خودش این را تعریف کرده است که یکی از اهالی شهرمن ،یک گاو از شهر همسایه آورده بود، به هر حال گاو بی چاره نتوانسته بود خودش را با اب و هوا و مهمتر با قانون من ،مطابقت دهد و دائم می گفت:ما...ما.......وان شد که آن شهروند مجبور شد گاوش را به کشتارگاه بسپارد ،تازه حق استفاده از گوشتش را نداشت!!چون احتمال جنون گاوی بسیار قوی می بود
قانون دیگر این شهر میزان و معیار معاملات است که از معیار (من) استفاده میشود و هر من با توجه به منش(منظور شخصیت و پرستیژو پارتی و اصل و نصبش)حساب می شود،مثلا شما می روید توی یک اداره و کار اداری دارید هزینه اداری(پول و وقت و میزان رواج دهی کار) بر اساس من ،حساب میشود،به شما (اگه پارتی و پول و این چیز میزا رو نداشته باشید) میشود سی من !! حق اعتراض هم ندارید چون طبق قانونِ به من چه، با شما رفتار میشود ،ولی همان کار و همان میزان وقت برای کس دیگر میشود یک من !!جالب نیست؟ خدایی من خودم با این قوانین حال می کنم
قانون مهم و حیاتی دیگر شهرمن ،قانون به تو چه است ،تعجب کردید نه؟؟ حتما می پرسید پس منش کو!! درست است که این قانون از کلمه من استفاده نشده اما قوی ترین قانون شهرمن است ،در کلمه تو ،در جمله ((به تو چه))، تقریبا هزار من مستتر است،که حقوق دانان و قانون دانان شهرمن ،تا کنون توانسته اند تعدادی از آنها را به شرح ذیل استخراج کنند:
1. من دوست دارم2.دل من می خواد،به هیشکی رفتی نداره3عشق من میکشه4من منم همینم که هستم5.منو باش 6.مال خود منه 7.من نه منم ،همین منم 8قوم و خویش منه ،دلم خواست
شما فکر میکنید این قانون به درد کجای زندگی ما میخوره؟؟ اصلا حدس هم نمیتوانید بزنید، ما بر اساس این قانون رانندگی میکنیم ،براساس این قانون لباس میپوشیم و براساس این قانون هر جور خواستیم و هر جا خواستیم پارک میکنیم ،تازه براتون بگم ما بر اساس این قانون خانه میسازیم ،زمین میخریم با زمین خریدنهای گرانمان قیمت زمین را در شهرمان از شهرتو(شهر کناریمان را می گویم) که کلی پیشرفته تر از ماست بالاتر میبریم،ما بر اساس این قانون قوم و خویشهایمان را کاملا قانونی،تاکید می کنم کاملا قانونی!!سر کار می بریم و اداره کارِ شهرمن، را درو می زنیم و در برخی موارد با اداره کار ،دور می زنیم،خلاصه اگر بگویم این قانون مثل هوا در فضای شرمن در جریان است ،گزافه نگفته ام
راستی اگه خواستید بیایید شهرمن و از از میراث فرهنگی شهر من دیدن کنید و با این شهر بیشتر اشنا شوید و خلاصه حال کنید ادرس شهر من اینجا ست:کیلومتر ده شهر تو- صد کیلومتر مانده به شهر اون- مابین معدن اونا و معدن اینا !!
این وبلاگ قصد ندارد عقیده ای را تحمیل کند یا ادعای عقل کلی کند فقط می خواهد عقاید خودش را در زمینه های مذهبی، سیاسی و اجتماعی شهربابک و شاید ایران و شایدم جهان به اشتراک بگذارد همین و بس. نقل از مطالب این وبلاگ با نام نویسنده، بی نام نویسنده، با نام نویسنده دیگری مجاز است.